نگاهی به تاریخ زرتشتیان ایران 6:
خاطرات موبد اردشیر آذرگشسب


شادروان موبد اردشیر آذرگشسب

گروه تاریخ امرداد- تاریخ زرتشتیان ایران از تاریخ مردم این سرزمین اهورایی جدا نیست. شوربختانه این تاریخ نیز ـ به مانند تاریخ اجتماعی مردم ایران ـ گوشه‌های تاریک بسیار دارد.روزهای یکشنبه هر هفته با شما به دیدار چگونگی زندگی زرتشتیان در روزگاران پیشین می‌رویم، تا درس‌هایی از آن بیاموزیم.
خاطره نویسی در میان ایرانیان بسیار کم روی داده است. از زمان قاجار و پس از آن در روزگار رضا شاه ایرانیان با خواندن خاطرات اروپایی ها به این شیوه علاقه مند شدند و نوشتن خاطرات رواج گرفت.
خاطره نویسی زرتشتیان نیز از همین دوران آغاز شد. خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ و اردشیر زارع نمونه هایی از این خاطرات هستند که بسیاری از گوشه های تاریک زندگی زرتشتیان را روشن می کنند.
از میان موبدان تنها دو موبد به خاطره نویسی پرداختند: موبد اردشیر آذرگشسب و موبد رستم شهزادی که از این خاطرات شوربختانه هیچکدام تا کنون به چاپ نرسیده اند.
با امید به اینکه این خاطرات روزی به چاپ برسد، گزیده کوتاهی از خاطرات موبد اردشیر آذرگشسب را در اینجا برای ثبت در تاریخ می آورم :
موبد اردشیر در روزگاری که در بمبئی سرگرم آموختن درس موبدی بوده آن شهر را با یزد مقایسه می کند و می‌نویسد: «بمبئی شهری بود بزرگ و زیبا، با ساختمان‌های بلند ِپنج‌ و یا شش طبقه و مغازه‌هایی بزرگ و پر از اجناس رنگارنگ که اصلا قابل مقایسه با یزد نبود. یزد در آن روزها این همه وسایل متمدن نداشت و در تمام شهر به‌جز کوچه‌های تنگ و تاریک، یک خیابان بزرگ نبود. » او در جایی دیگر از یک تفاوت مهم دیگر نیز نام می‌برد: « مسلمانان آن زمان یزد، در كل مردمی بودند خشک که به جز دین اسلام هیچ دین و مذهب دیگری را بر حق نمی‌دانستند و پیروان مذاهب دیگر را مورد تحقیر و توهین قرار می‌دادند. حال اینکه چنین وضعی را در هند مشاهده نکردم و همه افراد از هر مذهب، طبقه و صنفی که بودند در برابر قانون برابر بودند».
او درباره اهمیت باشندگی در کارها و نشست های اجتماع می نویسد: « اگر افراد وجود خارجی نداشته باشند، جماعتی نیز در کار نخواهد بود و به‌همین گونه هر دینی که پیروان زیاد، با ایمان و سختکوش نداشته باشد، به‌زودی از بین خواهد رفت. این اصل در همه جماعت‌ها و در همه ادیان صدق می‌کند و جامعه و مذهب زرتشتی نیز باید از آن اصل پیروی کند و همه افراد جامعه باید در محافل و مجالس مذهبی شرکت کنند و خودشان را جزو جامعه بدانند». با همین باور است که اردشیر آذرگشسب  کانون مزدیسنان یزد در سال 1319 خ. راه‌اندازی می کند و هموندان این کانون را بیشتر از میان فرهیختگان جامعه زرتشتی برمی گزیند ؛ افرادی چون ارباب سهراب کیانیان، نامدار کیخسروان، جمشید امانت، فریبرز نسیمی، جمشید پیشدادی، هرمزدیار خورشیدیان، مهربان بنداریان زاده، فریدون زرتشتی و...).او پس از مهاجرت به تهران ، انجمن موبدان تهران را پایه ریزی می کند، تا این که در مهرماه 1330 خ. با همیاری فیروز آذرگشسب، فریدون صداقت، رستم ماونداد، رستم زرتشتی، اردشیر پرتوی، بهمن موبد، بهمن جمشیدی، کیخسرو شهروینی، رستم شهزادی و اردشیر موبد آن انجمن پا می گیرد.
موبد اردشیر آذرگشسب از موبدان بزرگ زرتشتی بوده است. او در پانزدهم بهمن ماه1284 خورشیدی در محله دستوران یزد زاده شد. او فرزند دستور نامدار بود. در چهارسالگی به پلگذاری عمویش- موبدیار هرمزدیار خدابخش- درآمد و از آن پس به نام اردشیر موبد هرمزدیار نامیده شد.
شرح کامل زندگی این فرزانه بزرگوار در دفترچه خاطراتش آمده است.