به مناسبت 5 آذر سالگرد درگذشت محمد علی فروغی
فروغی؛ سیاستمداری از تبار دانشمندان


بوذرجمهر پرخیده : محمدعلی فروغی (ذكاءالملك دوم) فرزند محمدحسین ذكاءالملك اول به سال ۱۲۵۴ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش یعنی محمدحسین خان اهل اصفهان و در آنجا متولد شده بود. از مشروطه خواهان و بزرگان علم و ادب بود.
به سال ۱۲۶۸ هـ.ش وارد دارالفنون شد و به سبب آن كه زبان های خارجی به ویژه فرانسه را خوب می دانست به عنوان خلیفه (دانشیار) كه در واقع مترجم اسناد خارجی بود.
فروغی از یگانه مبصرها و خلیفه هایی بود كه در سن ۱۷ سالگی به استادی فلسفه و تاریخ در دارالفنون رسید.
از آبان ۱۲۷۳ خورشیدی به طور رسمی كارمند دولت شد و سپس در كنار تدریس در دارالفنون در مدرسه علمیه فیزیك، تاریخ و فلسفه تدریس می كرد.
پدرش در ۱۲۷۵ خورشیدی، یعنی یك سال پس از ترور ناصرالدین شاه پدرش روزنامه تربیت را دایر كرد و محمدعلی خان سردبیر و مترجم نویسنده مقالات شد.
از نوشته های محمدعلی فروغی در روزنامه تربیت این طور می توان استنباط كرد كه او از آغاز جوانی فردی بود لیبرال منش و در عین حال پراگماتیك (عمل گرا) و واقع بین.
در ۱۲۷۸ خورشدی در پی بنیان‌گذاری مدرسه علوم سیاسی توسط مشیرالدوله( حسن پیرنیا) به معلمی آنجا برگزیده شد و كتاب های «ثروت ملل» و «تاریخ ملل مشرق» را در زمان تدریس در مدرسه علوم سیاسی نوشت.
پس از صدور فرمان مشروطیت به وكالت مجلس و چند بار به معاونت هیات رییسه مجلس نیز رسید.
زمانی كه پدرش محمدحسین فروغی (ذكاءالملك اول) در ۱۲۸۶ خورشیدی درگذشت، به دستور محمدعلی شاه لقب ذكاءالملك به محمدعلی رسید.
فروغی سه بار به نمایندگی مجلس انتخاب شد و دو مرتبه از آن را به معاونت مجلس انتخاب شد كه یك مرتبه از آن در زمان ریاست مجلس موتمن الملك بود.
۲۵ بار پست های وزارت جنگ، خارجه، مالیه و عدلیه را در كابینه های متفاوت عهده دار شد.
محمدعلی فروغی در ۱۲۸۴ خورشیدی یك سال پیش از فرمان مشروطیت و در حدود یكصد و یك سال پیش از آن كه نهضت‌های پرولتاریایی پا بگیرد، در كتاب «اصول علم ثروت ملل» (اكونومی پولتیك) نخستین كسی بود كه به اقتصاد سیاسی پرداخت. 
او با وجود بیماری قلبی بعد از شهریور ۱۳۲۰ در سروسامان دادن به وضع مملكت كوشش كرد. او تا ۵ آذر ۱۳۲۱خورشیدی كه بیماری قلبی او را رنج می داد به كارهای ادبی و تصحیح دیوان اشعار شعرای بزرگ پارسی مشغول بود و در ساعت ده شب همان روز در65 سالگی درگذشت.
از سخنان اوست: «تاریخ را اصل و مبنای علم سیاست می دانم و عقیده دارم كه بدون این علم سیاست یك مملكت معطل خواهد بود. پیشرفت كار صنایع و حرف و اصلاح و فساد اخلاق ملل و ضعف و قوت دولت ها و تجاربی كه از آنها حاصل می شود در تاریخ و از تاریخ است، بنابراین برای عمل آوردن عقل انسان و تكمیل رتبه اولویت و مقام بشری تاریخ از ملزومات است. از این جهت در فرنگ و آمریكا یكی از علومی محسوب می شود كه معلمین مدارس و شاگردان را از تحصیل آن گریزی نیست و ناچار باید بخوانند و كسی كه تاریخ نداند «پولتیك» (علوم سیاسی) نداند و كسی كه پولتیك نداند خطا است كه دخل و تصرف در كارهای مملكتی و دولتی نماید و از آن سخن گوید.» .
محمدعلی فروغی در مقدمه تاریخی كه برای مدرسه علوم سیاسی نوشت، آورده است كه: «تاریخ علم به وقایع زندگانی نوع انسان است و از ظهور و ترقی و تنزل اقوام مختلفه و آداب و رسوم و عقاید و حالات و آثار ایشان گفت وگو می كند.» 
پس از آن كه در پنج شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه با التماس به فروغی پیشنهاد نخست وزیری كرد، نزدیک شش سال بود كه مورد خشم بود. چون وضعیت بحرانی بود، پذیرفت ولی هیچ شرطی را از جانب رضاشاه نپذیرفت و خروج او را از مملكت یگانه راه حل بحران دانست.
در ۱۸ شهریور ۱۳۲۰ ضمن قبول اینكه راه آهن ایران را تحت اختیار متفقین قرار دهد تا كمك های غرب به روسیه برسد طبق قراردادی از آنان خواست كه بعد از اتمام جنگ خاك كشور را ترك نمایند. او پس از سروسامان دادن به وضع خواروبار مورد لزوم مردم، برای آگاه كردن مردم به مسائل روز در روز سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۲۰ در ساعت 5 تا 8 بعدازظهر یك سخنرانی مفصل كرد و مسایل سیاسی را به زبان ساده همانطور كه در دارالفنون، دارالمعلمین مركزی و مدرسه علوم سیاسی به سادگی تشریح می كرد در این زمان نیز به سادگی بیشتر مفاهیم سیاسی را برای مردم شرح داد كه از خلال آن می توان درباره خط مشی سیاسی و عقیده فروغی قضاوت كرد.
محمدعلی فروغی با سخنرانی خود در مقابل ملت، به طور مستقیم دوره ۳۵ ساله به ظاهر مشروطه را با تمام فداكاری های ملت، جریانی استبدادی و به نام مشروطه می شناخته است و با توجه به تالیفاتی كه در زمینه حقوق، فلسفه و تاریخ داشته می توان از عقاید او این چنین برداشت كرد كه او طرفدار یك دموكراسی با پیروی از عقل سلیم بوده است و میهن دوستی یا میهن پرستی عقلانی را یگانه راه وحدت ملی و استقلال كشور می دانسته است.
فروغی از طریق حكمت سقراطی و دیالكتیك كه ویژه سقراط بود سعی در مجاب كردن طرف مقابل خود می كرد و حتی اگر طرف مقابل در بحث، فروغی را مجاب می كرد با كمال میل می پذیرفت.
محمدعلی فروغی با نوشتن كتاب آیین سخنوری (فن خطابه) درسال ۱۳۱۶ خورشیدی می گوید كه سخنوری یا خطابه، فنی است كه به وسیله آن گوینده، شنونده را در سخن خود اقناع و بر منظور خویش ترغیب می كند. او در كتاب خود یكی از اختصاصات ذاتی هر سیاستمداری را مسلط بودن بر فن خطابه می داند.
او افزون بر دهها مقاله ، کتاب های زیر را نوشته است:
1. تاریخ مختصر ایران2. تاریخ مختصر دولت قدیم روم 3. دوره مختصر از علم فیزیك 4. اصول علم ثروت ملل 5. حقوق اساسی یا آداب مشروطیت دول 6. تاریخ ملل قدیمه مشرق (ترجمه) 7. حكمت سقراط و افلاطون 8. اندیشه‌های دور و دراز 9. پیام به فرهنگستان 10. فن سماع طبیعی 11. سیر حكمت در اروپا 12. آیین سخنوری 13. تصحیح كلیات سعدی 14. زبده دیوان حافظ 15. تصحیح رباعیات خیام 16. خلاصه شاه
گزیده روز تارنما:
سرویس زرتشتیان- فرنشینان كمیسیون‌های گردش ٤١ مشخص شدند
گزارش تصویری: بزرگداشت برادران زرتشتی در جشن آذرگان