گزارش تصویری- تيرو باد، دستبندي هفترنگ به ياد آرزوهاي آرش كمانگير
(گزارش تصویری)
تيرو باد، دستبندي هفترنگ به ياد آرزوهاي آرش كمانگير
آرش درون را به دماوند جان فراخوان،هنگامه پرتاب تیر است!
راییکا خورشیدیان: هر سال در روز جشن تیرگان، به یاد آن روزی که آرش تیر خود را برای ایرانش، با تمامی جانش پرواز داد. ما نیز دستبندی ساختهشده از هفت ریسمان هفترنگ به مچ دست میبندیم، با آرزویی در آن به يادگار ميگذاريم و تا روز باد آن را در يادمان، در قلبمان، نگاه ميداريم.
ما ایثار در راه تحقق آرزوهایمان را از آرش میآموزیم. ما نه روز به این آرزوها میاندیشیم و این دسبتند زیبا که ساختهي دست مادران و مادربزرگان ماست، چه زیبا در این 9 روز، از روز «تير» تا آمدن روز «باد»، تا برخورد تیر آرش به هدفش، از فراموش کردن آرزوهایمان ما را به دور میدارد. آری ما اگر آرزوهایمان را فراموش کنیم، دشمن، سرزمین درونمان را به تاراج میبرد، همانند آرش باید در راه آرزوهایمان از جان مایه بگذاریم و تنها تیر درونمان را برای تحقق آرمانمان، با دلی پر امید و با تمامی هستی که در کف داریم به پرواز درآوریم. مباد که دشمن ناامیدی بر ما چیره شود.
دستبند زیبای تیر و باد، كه هفت رنگ رنگينكمان را در خود دارد، در اين نه روز به ما می گوید: آرزویت را فراموش نکن؛ تیر تو هنوز در حال پرواز است. در روزی که تیر آرش به هدف میخورد یعنی آن روزی که آرش با تمامی جانش، ایرانش را گسترد و جاودانه شد ما نیز دستبند با ارزش خود را به باد میدهیم. دستبند ی که به ما کمک کرد وجودمان را همچون ایران آرش گسترش دهیم.
آری، روز «باد»، روزی است که مرز سرزمین روانمان گسترش مییابد. روزی است که پس از نه روز پرواز، تیرمان به مقصد رسیده؛ تیری که با تمامی جانمان پرتابش کرده بودیم.
چه زیبا هر سال سرزمین وجودمان را با آرش درونمان می گستریم و چه زیبا باد روز آرزویمان را به باد می دهیم که برای تحقق آرزویمان زمانی مقرر است. چون آرش می بایست در وقت پیکار با تمامی وجود تیر را پرواز دهی و باقی کار را به باد بسپاری و به باد سرزمینت اعتماد کنی.
آری روز تیر روزیست که هر سال آرش درونمان بر دماوند وجودمان می ایستد. واقعیت سرزمینش را نیک نظاره می کند. می بیند همه دشمنانی که او را برای تحق آرزوهایش خار و ناتوان می شمرند، همه آنانی که سعی در ناامید کردنش دارند و می بیند همه هموطنان درونی که با چشم گریان تنها به او و تیرش دل بسته اند. و بار دیگر تصمیم می گیرد، با همه ی آن واقعیتی که نظاره کرده؛ با خردش، آگاهانه، باردیگر جان را درتنها تیرش به پرواز درمیآورد ؛ تا به همه بگوید و به همه بلند بگوید آری من می توانم، من می توانم معجزه کنم.
آرش درون را به دماوند جان فراخوان،اینک نوبت توست تا تیرت را با جان پرواز دهی!

بانوی زرتشتی در حال بافتن تیر و باد با هفت رشته نخ به رنگ های رنگین کمان

شیوه های گوناگونی برای بافتن تیر و باد وجود دارد از تابیدن نخ ها به گرد هم تا قلاب بافی کردن و آفریدن نقش های نوین.

بافتن تیر و باد

تیر و باد را در گویش زرتشتیان کرمان، تيرو ميگويند.

در گاهشمار زرتشتي هر روز را نامي ويژه است كه نام ماههاي سال نيز در ميان آنهاست. روز تير و تيرماه، برابر با جشن تيرگان است كه در اين روز، زرتشتيان تيرو باد را بر مچ دست ميبندند و در روز باد و تيرماه، آن را به باد ميدهند يا به آب روان ميسپارند.

تير و باد، دستبندي بافتهشده از نخهايي به رنگ هفت رنگ رنگينكمان

فرتورها از فرزین فلفلی است.
و/م۸۹۲۳۲۰۴۱۰۲۳
تيرو باد، دستبندي هفترنگ به ياد آرزوهاي آرش كمانگير
آرش درون را به دماوند جان فراخوان،هنگامه پرتاب تیر است!
راییکا خورشیدیان: هر سال در روز جشن تیرگان، به یاد آن روزی که آرش تیر خود را برای ایرانش، با تمامی جانش پرواز داد. ما نیز دستبندی ساختهشده از هفت ریسمان هفترنگ به مچ دست میبندیم، با آرزویی در آن به يادگار ميگذاريم و تا روز باد آن را در يادمان، در قلبمان، نگاه ميداريم.
ما ایثار در راه تحقق آرزوهایمان را از آرش میآموزیم. ما نه روز به این آرزوها میاندیشیم و این دسبتند زیبا که ساختهي دست مادران و مادربزرگان ماست، چه زیبا در این 9 روز، از روز «تير» تا آمدن روز «باد»، تا برخورد تیر آرش به هدفش، از فراموش کردن آرزوهایمان ما را به دور میدارد. آری ما اگر آرزوهایمان را فراموش کنیم، دشمن، سرزمین درونمان را به تاراج میبرد، همانند آرش باید در راه آرزوهایمان از جان مایه بگذاریم و تنها تیر درونمان را برای تحقق آرمانمان، با دلی پر امید و با تمامی هستی که در کف داریم به پرواز درآوریم. مباد که دشمن ناامیدی بر ما چیره شود.
دستبند زیبای تیر و باد، كه هفت رنگ رنگينكمان را در خود دارد، در اين نه روز به ما می گوید: آرزویت را فراموش نکن؛ تیر تو هنوز در حال پرواز است. در روزی که تیر آرش به هدف میخورد یعنی آن روزی که آرش با تمامی جانش، ایرانش را گسترد و جاودانه شد ما نیز دستبند با ارزش خود را به باد میدهیم. دستبند ی که به ما کمک کرد وجودمان را همچون ایران آرش گسترش دهیم.
آری، روز «باد»، روزی است که مرز سرزمین روانمان گسترش مییابد. روزی است که پس از نه روز پرواز، تیرمان به مقصد رسیده؛ تیری که با تمامی جانمان پرتابش کرده بودیم.
چه زیبا هر سال سرزمین وجودمان را با آرش درونمان می گستریم و چه زیبا باد روز آرزویمان را به باد می دهیم که برای تحقق آرزویمان زمانی مقرر است. چون آرش می بایست در وقت پیکار با تمامی وجود تیر را پرواز دهی و باقی کار را به باد بسپاری و به باد سرزمینت اعتماد کنی.
آری روز تیر روزیست که هر سال آرش درونمان بر دماوند وجودمان می ایستد. واقعیت سرزمینش را نیک نظاره می کند. می بیند همه دشمنانی که او را برای تحق آرزوهایش خار و ناتوان می شمرند، همه آنانی که سعی در ناامید کردنش دارند و می بیند همه هموطنان درونی که با چشم گریان تنها به او و تیرش دل بسته اند. و بار دیگر تصمیم می گیرد، با همه ی آن واقعیتی که نظاره کرده؛ با خردش، آگاهانه، باردیگر جان را درتنها تیرش به پرواز درمیآورد ؛ تا به همه بگوید و به همه بلند بگوید آری من می توانم، من می توانم معجزه کنم.
آرش درون را به دماوند جان فراخوان،اینک نوبت توست تا تیرت را با جان پرواز دهی!
بانوی زرتشتی در حال بافتن تیر و باد با هفت رشته نخ به رنگ های رنگین کمان
شیوه های گوناگونی برای بافتن تیر و باد وجود دارد از تابیدن نخ ها به گرد هم تا قلاب بافی کردن و آفریدن نقش های نوین.
بافتن تیر و باد
تیر و باد را در گویش زرتشتیان کرمان، تيرو ميگويند.
در گاهشمار زرتشتي هر روز را نامي ويژه است كه نام ماههاي سال نيز در ميان آنهاست. روز تير و تيرماه، برابر با جشن تيرگان است كه در اين روز، زرتشتيان تيرو باد را بر مچ دست ميبندند و در روز باد و تيرماه، آن را به باد ميدهند يا به آب روان ميسپارند.
تير و باد، دستبندي بافتهشده از نخهايي به رنگ هفت رنگ رنگينكمان
فرتورها از فرزین فلفلی است.
و/م۸۹۲۳۲۰۴۱۰۲۳
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ساعت 16:49 توسط امرداد
|