جشن اسفندگان خجسته باد
توران‌ شهرياري، نمونه‌ي يك ايران‌بانو است

توران شهرياريميترا دهموبد: چكامه‌سراست، وكيل است و مادر. او يك زن است، نمونه‌اي از زن ايراني.
فردا جشن پاسداشت زن است، جشن پاسداشت مادر، جشن اسفندگان.
از همين‌روي به سراغ «توران شهرياري» رفتيم، ايران‌‌بانويي كه چكامه‌هايش، صدايش و چهره‌اش، آشناي بسياري از شماست.
فردا ٢٩ بهمن‌ماه برابر با سپندارمز امشاسپند و اسفندماه است، روزي كه بايد بزرگ‌بانوان را گرامي‌داشت، زناني كه زاينده‌اند، پرورنده‌اند و سازنده.
توران را از ميان همه‌ي بزرگ‌بانوان برگزيديم ولي مي‌دانيم كه شيرزنان اين سرزمين كم نيستند. به سراغ او رفتيم چون در كنار مادر «هما»، «ويدا» و «ميترا» بودن، وكيل هم هست، در كنار وكالت،‌ چكامه‌سرا(:شاعر) هم هست و در كنار چكامه‌سرايي كه همه‌اش در وصف ايران و ايراني است، از كارهاي اجتماعي هيچ‌گاه فروگذاري نكرده‌است.
مي‌دانم، نام توران شهرياري كه مي‌آيد، صداي او به هنگام چكامه‌خواندن، يادتان مي‌آيد اما او تنها يك چكامه‌سرا نيست، او ششمين زن ايراني است كه عنوان وكيل را توانسته، بهره‌ي خود كند. او نخستين وكيل غيرمسلمان در هيات‌مديره‌ي كانون وكلاي ايران است.
توران‌خانم،‌ زني است كه براي بزرگ‌مردي همچون «مصدق» چكامه سروده است، آن‌هم هنگامي‌كه هنوز يك دبيرستاني بود، هنگامي‌كه يك نوجوان بود:
اي‌فداي خاك ايران كهن، جان و تن ما
جان ما بادا فداي خاك ميهن ما
باد ايران پايدار و جاودان راه مصدق
در جهان نابود بادا نام شوم دشمن ما
اگر يادتان باشد، گفتم توران شهرياري در كنار همه‌ي كارهايي كه انجام داده، بودن در اجتماع و انجام كارهاي اجتماعي راهرگز فراموش نكرده‌است. گواه اين گفته، باشندگي توران شهرياري در انجمن زرتشتيان تهران و سازمان زنان زرتشتي است. او سه دوره پيش از انقلاب و يك دوره پس از انقلاب، هموند انجمن زرتشتيان تهران بوده‌است، توران شهرياري به همراه سه بانوي ديگر از نخستين بانوان باشنده در انجمن زرتشتيان تهران بوده‌است.
از سال ١٣٣١ يعني يكي دو سال پس از بنيان‌گذاري سازمان زنان از هموندان آن بوده است. توران شهرياري گفت:‌ «من سال دوم دانشگاه حقوق بودم كه به درخواست فرنگيس يگانگي به سازمان زنان رفتم و در آن هنگام من جوان‌ترين هموند هيات‌مديره و پس از آن جوان‌ترين هموند هيات‌رييسه‌ي سازمان شدم.»
توران شهرياري گفت:‌«از نگاه من زنان ايراني بهترين هستند، در كنار همه‌ي كارهايي كه انجام مي‌دهند، مادران نمونه‌اي هم هستند و وظيفه‌ي اصلي خود را كه زايش و پرورش و بالاندن نسل آينده است تا به امروز به نيكويي انجام داده‌اند و گواه گفته‌ام، پايداري ايران است.»
اگر توران‌بانو را بشناسيد، مي‌دانم كه مي‌دانيد او هرگز خسته نمي‌شود اما اين‌بار خوراكش روي گاز بود. او يك وكيل است،او يك فعال اجتماعي است، او يك چكامه‌سراي ايران‌دوست و ميهن‌دوست است، او يك مادر است و سرانجام اين‌كه او يك زن خانه‌دار، يك كدبانو است كه هرگز هيچ‌چيز حتا خوراك روي گاز، فراموشش نمي‌شود.
اسفندگان را به او شادباش گفتم و گوشي تلفن را گذاشتم. راستي اسفندگان شما هم خجسته باد،‌شما كه يك كدبانوييد، يك زن ايراني، يك دختر ايراني و يا يك مرد ايراني كه فراموشتان نشده، فردا، كدبانوي خانه‌تان، مادرتان، مادر فرزندانتان، چشم‌به راه دست‌مريزاد نيستند اما نگاه سپاسدارانه‌ي شما، پيشكشي بس بزرگ است كه همه‌ي خستگي‌ها را خواهد زدود.