جشن اسفندگان-دولت نيكمنش، بانويي كه عمري را به پاي تربيت هزاران فرزند گذاشت
فردا جشن اسفندگان است
دولت نيكمنش، بانويي كه عمري را به پاي تربيت هزاران فرزند گذاشت
دولت خانم نيكمنش يكي از آن، مادرهاست. يكي از آن مادرهايي كه هزاران هزار، فرزند از زير دستش، بيرون آمدهاند. دولتخانم كه امسال به عنوان چهرهي ماندگار از سوي انجمن زرتشتيان تهران برگزيده شده است، يك آموزگار است، يك استاد است، از آن استادهايي كه همه دوستشان دارند.
او استاد ورزش است،او نخستين زن ايراني است كه دكتراي ورزش گرفتهاست. او ٣١ سال در كار آموزش و پرورش بوده، در كار تربيت نسلي ورزشكار و تندرست.
فردا جشن اسفندگان است، او را براي گفتوگو برگزيديم چون همچون مادر، دلسوز فرزندان و دلبندان بسياري بوده است. او را برگزيديم چون عمري را به پاي آموزش و پرورش، به پاي تربيت گذاشتهاست.
او مادر هزاران فرزند است. او ميتواند سرش را بالا بگيرد و بگويد: اينها دختران و پسران من هستند.
دولت نيكمنش، همچون زمين، بيآنكه بداند، او فرزند كيست يا چيست تنها در انديشهي پرورش بودهاست و اين دقيقا معناي مادر است.
دولتخانم نيكمنش گفت: «آموزگار بودم، استاد بودم، سرپرست ورزشي بودم، داور بودم و در كنار همهي اين كارها، يكي از هموندان سازمان زنان زرتشتي بودم.»
دولتخانم نزديك به ٧ سال سرپرست كانون دانشجويان زرتشتي بودهاست، يعني بهنوعي مادر بسياري از دانشجوياني بوده كه در آن سالها، هموند كانون بودهاند.
بچههايي كه هموند كانون هستند ميدانند، كه كانون همچون خانهي دوم است، بنابراين دولتخانم، ٧سال سرپرست و مادر بچههاي كانون بودهاست.
او مادري است كه خاطرههاي بسياري از آن زمانها دارد و البته عكسهاي بسياري كه او را در كنار همين بچههاي كوتاه و بلند، كوچك و بزرگ، نشان ميدهد.
او هرچند كه سالهاست بازنشست شدهاست اما هنوز هم در كار آموزش است، به گونهي پارهوقت در دانشگاه آموزش ميدهد.
خودش ميگويد، زندگي سختي داشته اما هميشه ميدانسته كه تنها راه برنده بودن در بازي زندگي نبرد است، همان كاري كه همهي مادرهاي ايراني انجام ميدهند.
دولت نيكمنش از نگاه من بهراستي كه چهرهاي ماندگار است چرا كه زني است، كه پروراندن و بالاندن را كار اصلي خود قرار دادهاست.
با دولت نيكمنش از هر دري سخن گفتم و در پايان، پيش از خداحافظي و گذاشتن گوشي تلفن، اسفندگان را به او شادباش گفتم و او چيزي گفت كه پيش از پايان اين نوشتار، شما را ميهمان آن ميكنم: «من اين جشن را به همهي زنان بهويژه آناني كه هم در خانه و هم در هازمان(:جامعه)، مثالزدني هستند، شادباش ميگويم و درود ميفرستم به روان پاك زنان درگذشته بهويژه آناني كه فعال بودهاند و از خود نام نيك برجاي گذاشتهاند.»
دولت نيكمنش، بانويي كه عمري را به پاي تربيت هزاران فرزند گذاشت
میترا دهموبد:
دولت خانم نيكمنش يكي از آن، مادرهاست. يكي از آن مادرهايي كه هزاران هزار، فرزند از زير دستش، بيرون آمدهاند. دولتخانم كه امسال به عنوان چهرهي ماندگار از سوي انجمن زرتشتيان تهران برگزيده شده است، يك آموزگار است، يك استاد است، از آن استادهايي كه همه دوستشان دارند.
او استاد ورزش است،او نخستين زن ايراني است كه دكتراي ورزش گرفتهاست. او ٣١ سال در كار آموزش و پرورش بوده، در كار تربيت نسلي ورزشكار و تندرست.
فردا جشن اسفندگان است، او را براي گفتوگو برگزيديم چون همچون مادر، دلسوز فرزندان و دلبندان بسياري بوده است. او را برگزيديم چون عمري را به پاي آموزش و پرورش، به پاي تربيت گذاشتهاست.
او مادر هزاران فرزند است. او ميتواند سرش را بالا بگيرد و بگويد: اينها دختران و پسران من هستند.
دولت نيكمنش، همچون زمين، بيآنكه بداند، او فرزند كيست يا چيست تنها در انديشهي پرورش بودهاست و اين دقيقا معناي مادر است.
دولتخانم نيكمنش گفت: «آموزگار بودم، استاد بودم، سرپرست ورزشي بودم، داور بودم و در كنار همهي اين كارها، يكي از هموندان سازمان زنان زرتشتي بودم.»
دولتخانم نزديك به ٧ سال سرپرست كانون دانشجويان زرتشتي بودهاست، يعني بهنوعي مادر بسياري از دانشجوياني بوده كه در آن سالها، هموند كانون بودهاند.
بچههايي كه هموند كانون هستند ميدانند، كه كانون همچون خانهي دوم است، بنابراين دولتخانم، ٧سال سرپرست و مادر بچههاي كانون بودهاست.
او مادري است كه خاطرههاي بسياري از آن زمانها دارد و البته عكسهاي بسياري كه او را در كنار همين بچههاي كوتاه و بلند، كوچك و بزرگ، نشان ميدهد.
او هرچند كه سالهاست بازنشست شدهاست اما هنوز هم در كار آموزش است، به گونهي پارهوقت در دانشگاه آموزش ميدهد.
خودش ميگويد، زندگي سختي داشته اما هميشه ميدانسته كه تنها راه برنده بودن در بازي زندگي نبرد است، همان كاري كه همهي مادرهاي ايراني انجام ميدهند.
دولت نيكمنش از نگاه من بهراستي كه چهرهاي ماندگار است چرا كه زني است، كه پروراندن و بالاندن را كار اصلي خود قرار دادهاست.
با دولت نيكمنش از هر دري سخن گفتم و در پايان، پيش از خداحافظي و گذاشتن گوشي تلفن، اسفندگان را به او شادباش گفتم و او چيزي گفت كه پيش از پايان اين نوشتار، شما را ميهمان آن ميكنم: «من اين جشن را به همهي زنان بهويژه آناني كه هم در خانه و هم در هازمان(:جامعه)، مثالزدني هستند، شادباش ميگويم و درود ميفرستم به روان پاك زنان درگذشته بهويژه آناني كه فعال بودهاند و از خود نام نيك برجاي گذاشتهاند.»
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 12:30 توسط امرداد
|