سرویس اندیشه - جاماسپ بیدَخْش از خاندان هووگوو (بخش نخست)
جاماسپ بیدَخْش از خاندان هووگوو (بخش نخست)
نگرشی بر سیرت مذهبی و سیمای تاریخی جاماسپ بیدَخْش و آثار منسوب به وی
فرید شولیزاده: جاماسپ بیدَخْش[=حکیم] از خاندان هووگوو، نام یکی از یاران راستین اشوزرتشت در انجمن مغان است که فیلسوفی پرآوازه و حکیمی نامآور در طریقت اشراق بوده. وی را از نخستین مفسرین فرزانش فرهمندی(:حکمت اشراق) نیز قلمداد میکنند. فرزانهی بزرگ شهابالدین سهروردی در اثر گرانسنگ «حکمة الاشراق»، جاماسپ حکیم را در کنار فرشوشتر دانا و بزرگمهر بختگان، در ردیف حکمایی قرار میدهد که آموزههای فرزانش فرهمندی(:حکمت اشراق) را چونان که اشوزرتشت آموزش داده بود، بیان میکردند...
چنانکه از منابع تاریخی و اسطورهای برمیتابد، در ایران باستان دو شخص با نام جاماسب وجود داشتهاند، اما درهم آمیخته شدن برخی گزارشها دربارهی این دو به بروز آشفتگی در شناسایی آنان انجامیده است. از این دو، یکی جاماسب، برادر قباد اول (:پادشاه ساسانی) بود که در دورهی کوتاهی پس از قباد، در ایران پادشاهی کرد[تقریباً بین سالهای496تا499م] و دیگری که مقصود ماست، مرید و چنانکه در سنت زرتشتی آمده داماد اشوزرتشت و یکی از نخستین گروندگان به دینبهی بود. چنانکه در نسک مذهبی میآید، جاماسب بیدَخش برادر فَرْشوشْتَر دانا (:Frashushtar hvogva) بود که هر دو تن پیام دعوت رستگاری اشو زرتشت را اجابت کردند و خالصانه به او گرویدند. این دو اُسوهی پرهیزگاری وزیران کیگشتاسپ کیانی بودند و خود کیگشتاسپ فرمانروایی بود که با آغوش باز دین حق و حقیقت را از پیامبر خدا پذیرفت. در یشتها و سرودهای مینوی گاتها، از جاماسپ حکیم یاد و شخصیت او به نحوی بارز ستوده میشود:
هات51بند18: «جاماسب دانا(:بیدخش) از خانوادهی هووگوو که خواستار روشنایی حقیقت است، در پرتو راستی دانش اهورایی را از برای خویش برگزید و در پرتو منش پاک به نیروی معنوی دست یافت»
هات46بند17: «ای جاماسب دانا(:بیدخش) از خانوادهی هووگوو، این نکته را نیز بیاموز که جنبش و فعالیت بر بیکاری و تنبلی برتری دارد،پس با وجدان بیدار و با کار و کوشش او را پرستش نما. آن هستی بخش دانا و بیهمتایی که در پرتو قانون ازلی خویش دانا را از نادان تمیز میدهد و برپا دارنده این جهان است»
هات49بند9: «...ای جاماسب حکیم(:بیدخش) کسانی که با دین و ایمان و دارای وجدانند با راستی و پارسایی پیوستگی داشته و سرانجام از بهترین پاداش«یعنی بهشت» برخوردار خواهند شد.»
در فروردین یشت بند103، به فروهر جاماسب پاک از خاندان هووگوو درود فرستاده میشود. در بند68 از آبان یشت شرح حالی از جاماسپ حکیم ذکر میشود که در متون متاخرتر چون یادگار زریران نیز مشاهده میشود. در متون اسلامی، نسب جاماسپ حکیم را با چند واسطه به منوچهر پیشدادی، پادشاه اسطورهای ایران باستان رساندهاند (:تاریخ طبری و تاریخ ابن خلدون). مجموعه پیش بینیهایی به او منسوب است که در موارد متعدد در متنهای ایران پیش از اسلام ذکر شده است (:رجوع کنید به یادگار زریران) این پیش گوییها در مجموع پیرامون جنگ گشتاسپ شاه کیانی با ارجاسپ تورانی، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است...! در شاهنامه نیز ذکر احوال جاماسپ بیدخش رفته است، چنانکه در شاهنامه میخوانیم:
بخواند آن زمان شاه جاماسب را کجا رهنمون بود گشتاسب را
سر موبدان بود و شاه ردان چراغ بزرگان و اسپهبدان
چنان پاک دین بود و پاکیزه جان که بودی بر او آشکار و نهان
ستاره شناسی گرانمایه بود ابا او بدانش کرا پایه بود
به مانند شاهنامه دیگر شاعرانی فارسی زبان چون «اوحدی» و «خاقانی» در اشعارشان به جاماسپ حکیم به عنوان ستاره شناس اشاره کردهاند. زکریا قزوینی نیز جاماسب حکیم را ستارهشناس(:منجم) قلمداد کرده است. دراینباره به کرات در منابع اسلامی چون «طبری»، «ابنخلدون» و «ابناثیر» با تکرار این عنوان و نیز ذکر لقب «عالم» برای وی مواجه میشویم، در حالی که در منابع پهلوی پیش از اسلام جمله «ایاتکار ژاماسپیک» و «یادگار زریران» از جاماسب حکیم با لقب «بیدَخْش» یاد شده است. شمسالعلما دستوردکترجیوانجیجمشیدجی مُدی در ترجمان خویش از کتاب جاماسپ نامه(:ص 80،81) واژهی «بیدَخش» را حکیم ترجمه کرده است. در برخی دیگر نسک پهلوی چون گزیدههای زادسپرم از جاماسپ حکیم با لقب دستور و موبدان موبد یاد شده است...
بر روی تپهای در حوالی شیراز(:نزدیک شهرستان جهرم) بنایی وجود دارد که آن را آرامگاه جاماسپ حکیم دانستهاند(:«زکریا قزوینی، ص 156» و «مجمل التواریخ و القصص، ص 463»). البته با توجه به رسم سپردن پیکر درگذشتگان به سنگ و آداب دخمه گذاری در مذهب زرتشتی، درتعلق این آرامگاه به جاماسب حکیم و نیز جاماسپ ساسانی باید جدا" تردید کرد. دربارهی این بنا فرصت شیرازی ضمن ترسیم تصویری از این آرامگاه، اندازههای آن را ذکر و کتیبهی عربی منقوش بر آن را نیز قرائت کرده است.
ادامه دارد...