سرویس خواندنی ها- خواندنیهای تاریخ و فرهنگ ایران شماره37
خواندنیهای تاریخ و فرهنگ ایران
شماره ی37: از 12/ بهمن تا 19/ بهمن 87
گروه تاریخ امرداد: این بخش «امرداد»، آدینه هر هفته، شما را به میان رسانهها میبرد تا ببینید هفتهی پیش در روزنامهها و مجلهها چه نوشتهها و گزارشهایی در زمینهی تاریخ و فرهنگ ایران به چاپ رسیده است. شما میتوانید این نوشتهها و خبرها را نگهداری کنید و شمار زیادی نوشتههای خواندنی از تاریخ و فرهنگ ایران داشته باشید.
در این شماره می خوانید: 1) حرکت به سوي خورشيد ؛ مراسم جشن سده هفته پيش در تهران برگزار شد 2) بورقاني و دوره فضاي باز مطبوعات 3) آخرين تيرهاي ترکش شاه 4) استاد ابوالحسن نجفي ؛ آنکه مي خواستم من باشم 5) گفت و گو با محمدعلي اسلامي ندوشن 6) براي اين دشت آهويي نمانده است ؛ لغو مجوز تورهاي شکار و اعتراض تورگردانان 7) وضعيت کپي رايت آثار ترجمه ادبي در ايران8) پدر باستانشناسي مدرن ايران درگذشت
1) حرکت به سوي خورشيد ؛ مراسم جشن سده هفته پيش در تهران برگزار شد
شايد به دليل اينکه هموطنان زرتشتي فقط مراسم جشن سده را برگزار مي کنند، عده يي بر اين باورند که اين جشن متعلق به زرتشتيان است. اما جشن سده، به هيچ يک از اقوام يا اديان باستاني ايراني ارتباطي ندارد و جشني ملي و برگرفته از شرايط اقليمي و رويدادهاي کيهاني است. جشني همانند نوروز و يلدا، با اين تفاوت که تاکنون با آن، آن گونه که شايسته بوده است، برخورد نشده است.
همه ساله در تاريخ مشخصي که برابر با 10 بهمن است، زرتشتيان گرد هم مي آيند و به سنتي ديرينه جشني را برگزار مي کنند که نشان از تولد دوباره دارد.
شايد به همين دليل است که اسفنديار اختياري نماينده زرتشتيان تهران در مراسمي که هفته گذشته در مجتمع مارکار تهرانپارس به همين مناسبت برگزار شد، خواستار توجه جدي دولت و ثبت اين روز در تقويم رسمي کشور شد.
او در اين جشن و در ميان همه زرتشتيان حاضر و مهمان هايي که دعوت شده بودند، به نماد اين جشن که همان آتش است، اشاره کرد و آتش را نشانگر معناي غلبه نور بر تاريکي دانست. آب، باد، خاک و آتش چهار عنصر مورد احترام زرتشتيان اند و چهار عنصر محيط زيست نيز به شمار مي آيند و ما به عنوان ايرانيان بايد اين جشن را برپا کنيم.
فلسفه جشن سده، حرکت به سمت نور و خورشيد و نو شدن است. رئيس انجمن زرتشتيان با تاکيد بر فلسفه اين جشن ها گفت؛ هر کدام از آيين هاي ايراني فلسفه يي دارند و بر مبناي درستي بنا شده اند که معيارهاي علمي و فرهنگي آن زمان بوده است. سده، يک جشن ملي است و به فرهنگ و تمدن ايران متعلق است و تنها يک جشن مذهبي به شمار نمي آيد.
رستم خسروياني يکي ديگر از حاضران در اين مراسم، جشن سده را متعلق به تمام ايرانيان دانست و بر اين باور است که در ايران قديم، سال را به دو فصل تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسيم مي کردند که جشن سده، در صدمين روز زمستان بزرگ برپا مي شود.
به اعتقاد رئيس انجمن موبدان زرتشتي، جشن سده، گراميداشت آتش در ايران باستان است و فقط به زرتشتيان تعلق ندارد، بلکه متعلق به همه ايرانيان است و يک جشن ملي است.
اردشير خورشيديان معتقد است؛ انديشه هاي بشري بر سه پايه استوارند؛ انديشه هاي واقعي که رئال هستند و تمام علميون به آن اعتقاد دارند. انديشه ديگر، انديشه هاي فراواقعي است که بر پايه راستي ها و نيکي ها استوار است و انديشه ديگر، انديشه انسان هاي فرومايه، ديو و اژدهاسان است. بايد انديشه هاي واقعي و فراواقعي را ياد بگيريم و از انديشه هاي فرومايه دوري جوييم.
به گفته او جشن هاي ايرانيان از ريشه «يîسîن» به معناي ستايش خدا هستند و ما موبدان در اين جشن جمع شده ايم تا آتش مهر، عشق، دوستي و وفاداري را روشن کنيم.
جشن سده يکي از چهار جشن بزرگ ايران زمين است که در بزرگداشت مهم ترين کشف جهان بشريت، آتش، توسط ايرانيان برگزار مي شود. اين کشف آتش بود که آغازگر تمدن بشري، دانش، فن و صنعت و در نتيجه تمدن امروزي ما شد. ما ايرانيان به پاس اين نعمت بزرگ، هميشه آتش را که نماد روشنايي، گرمايش، انرژي و توليد است گرامي داشته ايم.
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-17/205.htm#133915
2) بورقاني و دوره فضاي باز مطبوعات
شادروان احمد بورقاني را براي اولين بار در يکي از روزهاي پاياني پاييز 76 در دفتر کارش در معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد ملاقات کردم. وقتي ما در نشريه آبان اخبار مربوط به يکي از شخصيت ها را به صورت محدود پوشش مي داديم، اين ملاقات صورت گرفت. آن روزها فضاي مطبوعاتي امکان انتشار اخبار مربوط به افراد و گروه هاي منتقد و مخالفي را که در زمينه سياسي، اجتماعي و فرهنگي فعاليت مسالمت آميز داشتند، به راحتي نمي داد.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-12/309.htm
3) آخرين تيرهاي ترکش شاه
شاهپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم محمدرضاشاه بود؛ نخست وزيري که با پيشينه آزادي خواهانه و ليبرال، پس از 37 روز کنار رفت. بختيار حاضر شد در کشوري که هنوز شاه رئيس آن بود، در نظامي که به آن اعتقادي نداشت نخست وزيري را بپذيرد. يکي از ويژگي هاي برجسته نظام هاي ديکتاتوري و استبدادي و حاکميت مطلقه فردي اين است که هنگام مواجهه با بحران هاي سياسي و اجتماعي دست و پاي خود را گم مي کنند و به جست وجوي راه حل بحران مي شتابند. به ويژه اگر فاقد مشروعيت و پايگاه مردمي باشند، زيرا چنين نظام هاي سياسي يا بايد براي مهار بحران سرکوب شديد کنند که معمولاً جرات چنين کاري را ندارند و سعي مي کنند با بزرگنمايي خود و قواي امنيتي شان هميشه ترس از سرکوب و اقدام به شورش را در دل مردم خفه کنند، اگر نه سقوط خواهند کرد بنابراين براي جلوگيري از چنين وضعيتي به هر وسيله يي يا مهره يي هر چند مخالف خود، متوسل مي شوند تا بر بحران غلبه کنند و چند صباحي ديگر حکومت کنند. گزينش شاهپور بختيار در سال 1357 در چنين وضع نابساماني صورت پذيرفت.
همه سرگذشت بختیار را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-13/296.htm
4) استاد ابوالحسن نجفي ؛ آنکه مي خواستم من باشم
آخر شب بود که روزنامه اعتماد دوشنبه 30 دي را از کيف ام بيرون آوردم و مشغول تورق و مطالعه صفحات مورد علاقه ام شدم. من جزء آنهايي هستم که روزنامه هاي خواندني را شب ها مي خوانم، آن هم شبً روز بعد، چون روزنامه ها يک روز ديرتر به شهرستان ها مي رسد. همين طور که روزنامه را ورق مي زدم به ضميمه روزانه آن رسيدم و عکس استاد ابوالحسن نجفي بلافاصله توجه ام را به خود جلب کرد.
پرونده يي درباره ابوالحسن نجفي، گوشه نشين فرهنگ» که با آثار و گفتاري از استاد نجفي، اهل قلم و دوستان قديمي ايشان همراه بود. بي درنگ کارهاي ديگر را کنار گذاشتم و مشغول مطالعه اين ضميمه جالب و خواندني شدم. من افتخار دوستي ديرينه با استاد را ندارم لکن از همان دوران دبيرستان و دانشجويي با آثار ايشان مانوس بوده ام. هنوز به ياد دارم که در آن سال ها با چه شور و حرارتي درباره کتاب ادبيات چيست؟ سارتر با ترجمه درخشان ابوالحسن نجفي و مصطفي رحيمي با هم کلاسي هايم بحث مي کرديم.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-14/264.htm
5) گفت و گو با محمدعلي اسلامي ندوشن
چندي پيش کتاب «کلمه ها» که دربردارنده سخنان دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن است راهي بازار کتاب ايران شد. اين کتاب دربردارنده گفتارهاي ايشان درباره موضوع هاي گوناگون همچون حقوق بشر، آزادي، تاريخ، فرهنگ و تمدن و... است. دکتر اسلامي ندوشن و همسرش دکتر شيرين بياني به تازگي از سفر کانادا بازگشته اند و در سخنراني هاي خويش نگاهي نيز به دگرگوني هاي سياسي اخير در امريکا داشته اند. آنچه پيش رو داريد گفت وگويي است که چند روز قبل با ايشان انجام داده ام :
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-15/308.htm
6) براي اين دشت آهويي نمانده است ؛ لغو مجوز تورهاي شکار و اعتراض تورگردانان
شکار حيوانات از سال هاي بسيار دور در بين انسان ها رواج داشته است. با پيشرفت هاي بشر در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي، صنعتي و... ديدگاه بسياري از انسان ها نسبت به شکار از رفع نياز به تفريح تغيير کرده است چرا که امروزه درصد بسيار ناچيزي از جمعيت جهان، براي تهيه خوراک واقعاً ناچار به شکار حيوانات هستند. اما کماکان مساله شکار حيوانات توسط انسان از مسائل بحث برانگيز در بين طرفداران محيط زيست است. در چند دهه گذشته که موضوع توريسم ابعاد اقتصادي بسيار قوي به خود گرفته است، شاخه يي نيز توسط علاقه مندان به طبيعت در اين صنعت گنجانده شده است که از آن به عنوان اکوتوريسم يا طبيعت گردي ياد مي کنند. در اين ميان زيرشاخه يي از اکوتوريسم نيز به توريسم شکار اختصاص يافته است. به طور قطع آنچه در اين زير شاخه «شکار» ناميده مي شود، با هدف رفع نياز انجام نمي شود بلکه آن طور که فعالان اين حوزه تشريح مي کنند، شکار ورزشي مد نظر است. در واقع آنچه توريست هاي شکارچي در پي آن مي گردند، حيواني منحصر به فرد و قوي است که «تروفه» ناميده مي شود. شکارچيان براي پيدا کردن تروفه هاي بهتر حتي حاضرند دست به سفرهاي طولاني و صرف هزينه هاي هنگفت بزنند. در نهايت نيز سر و گردن تاکسيدرمي شده حيوان را به نشان افتخار با خود به خانه مي برند تا شايد بتوانند در مسابقات جهاني شکار، برنده جايزه شوند.
همه این نوشته زیست محیطی را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-15/279.htm
7) وضعيت کپي رايت آثار ترجمه ادبي در ايران
«اينها برداشته اند کتاب مرا که وسيله ارتزاق من است، بدون اجازه من و بدون آنکه هيچ قراردادي با من ببندند، ترجمه و چاپ کرده اند. حق من در ايران ضايع شده است و مطمئن باشيد به محض آنکه برگردم ايتاليا، مترجم و ناشر کتاب را به دادگاه بين المللي خواهم کشاند.»
جملاتي را که خوانديد، سال 1352 زماني که اوريانا فالاچي، روزنامه نگار و نويسنده برجسته، از ايتاليا به ايران سفر کرده بود، در واکنش به ترجمه و چاپ کتاب «زندگي، جنگ و ديگر هيچ»2 بدون اجازه خودش گفته بود. رعايت نکردن حق کپي رايت در ايران اما در تمام اين سال ها ادامه داشته است. ابتداي سال جاري در مراسم پاياني جايزه ادبي روزي روزگاري، جان بارت نويسنده صاحب سبک امريکايي متن اعتراضي فرستاد نسبت به ترجمه و انتشار نخستين رمانش «اپراي شناور» که باز هم بدون اجازه نويسنده اش به فارسي ترجمه و منتشر شد. اينکه چرا ايران در اين سال ها اقدامي براي پيوستن به قانون کپي رايت جهاني نکرده است، دلايل گوناگوني دارد که در تمام اين سال ها در مطبوعات و محافل ادبي به آن پرداخته شده اما نتيجه يي دربرنداشته است. مشکلات حقوقي، شرايط فرهنگي و نيز موانع اقتصادي مواردي هستند که مي توان به آنها اشاره کرد.
همه نوشته را از نشانی زیر بخوانید:
http://www.etemaad.ir/Released/87-11-16/253.htm
8) پدر باستانشناسي مدرن ايران درگذشت
دكتر عزتالله نگهبان در سن حدود 87 سالگي براثر عوارض ناشي از بيماري درگذشت.
كاميار عبدي باستانشناس در اينباره به ايسنا، توضيح داد: براساس اعلام پسر دكتر نگهبان، او 14 بهمنماه در آمريكا درگذشته است. دكتر نگهبان حدود چهار سال پيش، به دليل يك تصادف شديد 9 ماه در بيمارستان بود. پس از آن، بدنش فلج شد و بعد از مدتي نيز به آلزايمر دچار شد.
دكتر نگهبان ليسانس خود را از دانشگاه تهران در رشته باستانشناسي گرفت. او در دهه 1350 براي گرفتن مدرك فوقليسانس به دانشگاه شيكاگو در آمريكا رفت و سپس به ايران آمد و از دانشگاه تهران دكتراي افتخاري گرفت. نگهبان دوره آموزش كار ميداني را در دانشگاه تهران ترتيب داد و دانشجويان براي بررسي، كاوش و كارهاي عملي باستانشناسي در آن شركت ميكردند.
او در آستانه انقلاب، مدير گروه باستانشناسي دانشگاه تهران بود و پس از آن، رئيس دانشكده ادبيات و علوم انساني شد. نگهبان پس از اقامت در آمريكا در موزه انسانشناسي و باستانشناسي دانشگاه پنسيلوانيا در فيلادلفيا سمت پژوهشگر را گرفت و در اين مدت، گزارش كاوشهاي خود را در هفت تپه و مارليك منتشر كرد.
صادق ملك شهميرزادي، يوسف مجيدزاده، مهدي رهبر، ميرعابدين كابلي و ديگر باستانشناسان پيشكسوت ايران از شاگردان دكتر نگهبان هستند.
او دانش آموخته دبیرستان فیروز بهرام بود.
http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2009\02\02-04\14-11-52.htm&storytitle=پدر%20باستانشناسي%20مدرن%20ايران%20درگذشت