گپی خودمانی با دو نفر از بانوان کرمانی درباره :
چگونگی برگزاری آیین شب چله در کرمان قدیم


فرنگیش راوری- فرتور از پژمان زنده نوش است

 آرمیتا فرهمند: فرا رسیدن شب چله سبب شد تا گپی خودمانی با دو نفر از بانوان کرمانی داشته باشیم.  با آرمان پی­بردن به  چگونگی برگزاری آیین شب چله در روزهای گذشته کرمان پای گفتگوی فرنگیس راوری از نخستین هموندان سازمان زنان کرمان در هفتاد سال پیش و عشرت فروهری هموند  کنونی سازمان زنان و کمیسیون فرهنگی انجمن کرمان می­نشینیم.
فرنگیس راوری درباره «چله­نشینی کرمان» در گذشته­ها می­گوید: «کرمانی­ها شب چله را در میان خانواده و بسیار خودمانی برگزار می­کردند. آرمان این بود که شبی را به شادی بگذرانند.» وی می­گوید: «سفره­ی ویژه­ای وجود نداشت یادم است به ویژه شمع و چراغ را روشن می­کردند. شب­های چله مردم افزون بر خوردن هندوانه پوست­های هندوانه­ها را خرد می­کردند و با آن بورانی می­پختند چرا که باور داشتند که این هندوانه­های شب چله فایده­های بسیار دارد.»
عشرت فروهری درباره برگزاری شب چله درگذشته در کرمان می­گوید: «نخستین چیزی که شب­های چله بیشتر مردم می­خوردند هندوانه بود. وی همچنین می­گوید آن وقت­ها مانند اکنون در همه­ی فصل­ها هر میوه­ای که می­خواستیم نبود. تابستان هندوانه­ها را در جایی مناسب نگهداری می­کردیم و به نوبت هرکدام را که نزدیک به خراب شدن بود می­خوردیم و سالم­ها را نگه می­داشتیم برای شب چله. هر خانواده  هر نوع میوه­ای را که داشت برای آن شب آماده می­کرد. ما شب­های چله چغندر و شلغم هم می­پختیم و به آنها شکل­های گوناگون می­دادیم ازجمله شلغم­ها را به شکل موش آرایش می­دادیم. خانواده­هایی که انگور داشتند انگورها را در زیرزمین با نخ آویزان می­کردند و آنها برای شب چله انگور هم داشتند.» او می­گوید: «یادم است ما انار را همانگونه که به درخت بود در کیسه­هایی نگهداری می­کردیم. یک بار من اناری را که در کیسه به درخت آویزان بود چیدم و بجای آن یک سنگ در کیسه گذاشتم، شب چله که می­خواستند انارها را بیاورند دیدند که به جای یکی از آنها سنگی است. به شوند اینکه قد من کوتاه بود و این تنها اناری بود که دست من به آن می­رسید  همه دانستند که کار من بوده­است.»
وی همچنین  می­گوید پیش از این در کرمان همه این شب را در خانه بزرگتر فامیل می­گذراندند و به شوند اینکه ما بزرگتر فامیل بودیم همه­ی فامیل آن شب را به خانه­ی ما می­آمدند و ما هم «کله و پاچه» می­پختیم و آجیل هم که بود و شیرینی­های نان برنجی ، حاجی بادام و نان­پر را هم که پیش از این خودمان در خانه درست کرده بودیم. همچنین قهوه­های ویژه­­ی کرمان هم که نمی­شد نباشد. و آن شب را تا نیمه با همه فامیل به خوشی سپری می­کردیم.
گزیده روز تارنما:       
سرویس زرتشتیان- ایران در انتظار کنگره­ی دهم 
همایش حضور و غیاب با سخنرانی موبد سروش پور برگزار شد