به انگیزه یورش روسیه به گرجستان
گرجستان؛ دیرینه ترین سرزمین جهان
بندار پرهام: مسئله گرجستان، قدرت نمایی روسیه، سرشاخ شدن دوباره روسیه و آمریكا و قرار گرفتن اروپا در آستانه یك «صلح مسلّح» دیگر، در اوت 2008م. از خبرهای داغ پایان ماه گذشته بود.
بدون آن که به سیاست روز کاری داشته باشیم و دنبال شوند(:دلیل) یورش روسیه به گرجستان باشیم، به کوتاهی تاریخ و فرهنگ گرجستان را که روزگاری بخشی از سرزمین ایران بوده است بررسی میکنیم:
گرجستان کجاست؟
گرجستان در مرکز و غرب قفقاز(قفقاز ناحیهای است بین دریای مازندران و دریای سیاه) واقع شده و از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با جمهوری ارمنستان، و از جنوب غربی با ترکیه هم مرز است.. این منطقه تا زمان قاجاریه جز خاک ایران بود اما در زمان فتحعلی شاه در جنگ های ایران و روس از ایران جدا شد و به روسیه پیوست و با تجزیه شوروی سابق سه کشور گرجستان، ارمنستان و آذربایجان بر این سرزمین حکومت میکنند.
طبیعت، جغرافیا و حکومت گرجستان
این جمهوری با نواحی ناهموار مشخص میشود و دو سوم آن کوهستانی است؛ بلندترین قله این کشور با ارتفاع ۵۰۶۹ متر بر فراز کوه شخارا قرار دارد. گرجستان غربی دارای اقلیم مرطوب جنب مداری است، در حالی که در گرجستان شرقی خشک یا معتدل مرطوب است. منابع طبیعی جمهوری شامل زغال سنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیر فلزی است. از آب رودخانه های گرجستان در تولید برق و آبیاری اراضی نیز استفاده میشود.
مساحت گرجستان ۶۹٬۷۰۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴٫۶ میلیون نفر است. گرجستان کشوری است در مرز میان آسیا و اروپا و پایتخت آن شهر تفلیس. مردم آن به زبان گرجی صحبت میکنند. این زبان دارای خط ویژه خود میباشد. کشور گرجستان یکی از کشورهای قاره اروپا است. کشوری است در منطقه اوراسیا؛ مرز بین اروپا و آسیا. گرجستان در سال 1991 و به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مستقل شد. این كشور كوهستانی در جنوب قفقاز واقع شده و 30 درصد مساحت آن را جنگل می پوشاند. آب و هوا در كناره دریای سیاه معتدل و در ارتفاعات قفقاز همراه با یخ و برف همیشگی است. پیشرفت این كشور در صنایع فلزی و ماشین سازی است. در دشت حاصلخیز« كولخیدا» فرآورده های کشاورزی به مانند مركبات، چای، انگور و تنباكو كشت می شود.
جمهوری گرجستان شامل جمهوری خودمختار آبخاز و جمهوری خود مختار آجارستان بوده و به ۶۵ ناحیه و مناطق روستایی تقسیم میشود، دارای ۱۳ شهر و چندین شهرک است که شامل شهرهای تفلیس، کوتائیسی، گوری، چیاتورا، روستاوی، پوتی، تقیبولی، زوگدیدی، تسقالتوبو، سوخومی، تقوارچلی، گاگرا، باتومی و ۳۷ شهر کوچک، ۶۱ مرکز روستایی و ۴۵۰ روستا است.
گرجیها قدیمی ترین ملت جهان
انسان های اولیه را میتوان در قفقاز، به ویژه در گرجستان، خیلی پیش از دوره پارینهسنگی ردیابی کرد. در دوره مربوط به آثار دوره پارینهسنگی در اراضی گرجستان، انسان در گستره وسیعی سکونت داشت. یکی از قرارگاههای آن زمان که بیشتر قابل ملاحظه است، در یاشتخوا ، در نزدیکی سوخومی کنونی است.
آغاز هزاره سوم پیش از میلاد، بنیان عرصه جدیدی را پی ریزی کردـ عصر مفرغ. این عصر در گرجستان با فرهنگ بومی غنی، مشخص میشود. به ویژه در این زمینه، ساختار تپههای بزرگ ( کورگان ها) در تریالتی (کارتلی پایین) قابل توجه است، که گواه پیشرفت قطعی زندگی جتماعی در آن دوران است: جامهای گرانبها، ظروف نقره ای، وسایل گوناگون مربوط به عصر مفرغ میانی ـ همه آنها در تریالتی از زیر خاک بیرون آورده شده است.
در پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول پیش از میلاد در نواحی جنوب شرقی گرجستان تاریخی، دو اتحادیه اصلی از قبایل ظهور کردند: دیائوخی (تائوخی، تائو) و قولها (کولخیس)، که هر دو آنها تا سده هشتم پیش از میلاد دوام داشتند. در اسناد مکتوب پادشاهان اورارتو، آرگیشتی و ساردور دوم، دیائوخی و قولها به عنوان اتحادیه بزرگی از قبایل نام برده میشوند که آنان یه دفعات با هم برخورد داشته اند. ثروت و قدرت قولها در اسطورههای آرگونات های یونان باستان منعکس شده است.
در میانه سده هشتم قبل از میلاد، دیائوخی در نتیجه تجاوز اورارتو نابود شد. غلبه قولها و مخالفت آنها با دیائوخی نیز در این امر سهیم بود. قسمتی از سرزمین دیائوخی به قولها واگذار شد. مدتی بعد كشمكش بین اورارتو و قولها آغاز شد. در سال 720 پیش از میلاد قولها تحت سلطه كیمریها در آمدند كه از شمال هجوم آورده بودند.
قبایل باستانی گرجی و اتحادیه قبایل با ملل گوناگون شرق: هیتی ها، میتانی ها، اورارتوها و ... ، روابط فرهنگی داشتند. آنها روابط خوب همسایگی با ارامنه و قبایل قفقاز شمالی را ذكر كرده اند. در سده های هفتم و هشتم پیش از میلاد، كارتها، مگرلها، چانها و اسوانها در میان قبایل گرجی آشكار میشوند كه هر یك دارای زبان، قلمرو و عادات مخصوص به خود بودند بعدها این قبایل متحد شده و در نتیجه تحكیم خودشان در سده های 6 تا 4 پیش از میلاد، دو ایالت كنفدراسیون در گرجستان شرقی و غربی شكل میگیرد.
در پایان سده هفتم پیش ازمیلاد پادشاهی ماد قدرت را در جنوب غربی گرجستان بدست می گیرد. در اواسط سده ششم، دولت هخامنشیان جایگزین آنان میشوند كه بعدها مردم گرجستان را مقهور خویش می سازند: تیبارها، موسینیكها، ماكرون ها، موسخی ها و مارها در محدوده ساتراپ نوزده واقع شده بودند و به پارسها، خراج سالانه میپرداختند. كولخی ها كه در سمت شمال زندگی می كردند، تعهد كرده بودند كه هر پنج سال یك بار صد دختر و صد پسر به عنوان هدیه به ایران تحویل دهند.
در اواخر سده شش پیش از میلاد پادشاهی كولخیس (اكنون به عنوان پادشاهی اگریسی اشاره داده میشود) سكه نقره خود را كه در منابع به عنوان سكه سفید كولخی شناخته میشود، ضرب كرد. این سكه ها نه تنها در سواحل دریای سیاه، بلكه همچنین در پادشاهی كارتلی و در طول مرزهای آن نیز رواج داشت.
در سده ششم پیش از میلاد، در دره اگریسی در گرجستان غربی، دولتی به ظهور می رسد كه یونانیان باستان از آن به عنوان «سرزمین كولخی» نام می برند و در باره آن اطلاعات ارزشمندی به یادگار مانده است.
پادشاهیهای گرجی در دورههای باستانی یعنی ایبریا در شرق کشور و اگریسی در غرب، از نخستین کشورهایی بودند که به ترتیب در ۳۱۷ و ۵۲۳ پس از میلاد) دین مسیحیت را دین رسمی خود ساختند. پادشاهی ایبریا دیری نپایید و بزودی بخشی از شاهنشاهی ایران گشت. اگریسی صحنه رقابت ایران و بیزانس گشته و گرجستان غربی دست به دست می گشت.
نام گرجستان
گرجستان نامی است که امپراتوری ایران (پارسیان) در سده های پیش از میلاد بر این سرزمین گذاشته است. در آن زمان «گرجان» تلفظ می شد که بعدها به گرجستان تبدیل شد. اروپاییان و امریکا که این واژه را به لاتین می نویسند «جورجیا» خوانده و تلفظ می کنند. امپراتوری روم و یونانیان باستان، شرق این منطقه (گرجستان امروز) را «ایبریا» و غرب آن را «کلخیا» می گفتند. گرجی ها سرزمین خود را «کارت ولبی» می خوانند. این سرزمین تا 22 دسامبر سال 1800م. (زمان تزار، پل یکم) تحت الحمایه ایران بود. جمهوری گرجستان که در سال 1991م. و در پی فروپاشی شوروی اعلام استقلال کرد، دارای سه منطقه خودمختار اوستیای جنوبی (در شمال) و آبخازیا (آبخیز، هم سطح دریا= تاید واتر) و آجارا (ادجارا) است که این دو منطقه در ساحل دریای سیاه واقع شده اند. اوستیایی ها «گرجی» نیستند و از ایرانی تبارند که در سده های گذشته از «فرارود» به روسیه جنوبی و قفقاز شمالی مهاجرت کرده و سیتی و سکایی (سیستانی) و الان خوانده می شدند و به کار بردن برخی از واژه های پارسی باستان توسط آنان مشاهده می شود.
گرجستان؛ زمانی ایرانی بود
به تصمیم شاه طهماسب یکم (1514م. ــ 1576 م.) که 52 سال بر ایران سلطنت کرد در 15 آگوست سال 1551م. شهر «واردزیا» واقع در گرجستان که درون کوه ساخته شده بود، بسته شد، زیرا به صورت یک مرکز آموزش کشیش و ترویج مسیحیت درآمده بود. این شهر در سده دوازدهم و در پی ترس از هجوم سلجوقیان ساخته شده و بعداً به دلیل بیم از حمله مغولان که وارد جنوب روسیه شده بودند، توسعه یافته بود. خانه های شهر به صورت آپارتمان های چندین طبقه و گاه تا 13 طبقه در دل کوه ساخته شده بودند و راه ورودی به این شهر غاری، تنها از طریق چاه های مخفی بود. این شهر اضطراری، زمانی گنجایش ده ها هزار تن سکنه را داشت که در زلزله سال 1283 میلادی آسیب شدید دید و از آن پس به مرکز آموزش مسیحیت تبدیل شد و چون در دوران حکومت صفویان در قلمرو ایران قرار داشت شاه طهماسب دستور بسته شدن آن را داد تا به صورت یک پایگاه مخفی مخالفان ایران و اسلام در نیاید. بقایای آپارتمان های غار ساخته این شهر اینک از نقاط جذب تماشاگر در گرجستان است. شاه طهماسب یکم در سال 1551م. در سفر به گرجستان از شهرهای تفلیس و گوری نیز دیدن کرد. شهر گوری (زادگاه استالین) در آگوست 2008م. از صحنه های جنگ روسیه و گرجستان بود. «تپیلی» به زبان گرجی یعنی «گرم» و چون شهر تفلیس (تبلیسی= تپلیسی) پایتخت گرجستان دارای چشمه های آبگرم بود این نام را به خود گرفت. گرجستان در سال 570 (دوران پادشاهی خسرو انوشیروان) صحنه یکی از شدیدترین نبردهای ایران و روم بود که ایرانیان پیروز و رومی ها را از همه قفقاز بیرون راندند. شاه عباس یکم نیز در سال 1614م. از گرجستان که همچنان تحت الحمایه ایران بود دیدن کرد. آخرین شاه ایران که به تفلیس رفت «آغا محمدخان قاجار» در سال 1796م. بود که شهر را به انتقام تماس فرماندار وقت با تزار روسیه آتش زد. گرجستان (اینک چهار میلیون و ششصد هزارنفری و 69 هزار کیلومتر مربعی) از سال 1800 تا 1991م. جزیی از امپراتوری روسیه و اتحاد شوروی بود. استالین و بسیاری از مقامات و دیپلمات های شوروی متولد گرجستان بوده اند.
تاریخ ارتباط گرجستان و ایران
این کشور در پی پیمان نامه گلستان از ایران جدا و به ضمیمۀ روسیه تزاری در آمد. از آن زمان زبان روسی به عنوان زبان رسمی گرجستان در مدارس و ادارات اجباری گردید.
پیش از فروپاشی شوروی، كشورهای مستقلی با نام هایی گرجستان، ارمنستان و آذربایجان در جهان وجود نداشتند. مناطق یاد شده هنگامی كه در نتیجه جنگهای طولانی روسیه با ایران و در نتیجة انعقاد عهدنامههای سیاه گلستان (1813م.) و تركمانچای (1828م.) از ایران جدا و تحت اشغال روسیه قرار گرفتند، نیز كشور یا دولت مستقلی نداشتند. بنابراین، اوستیای جنوبی یا آبخازیا و نیز قرهباغ حتا پیش از فروپاشی كامل شوروی، تلاش خود را برای جدایی از حاكمیت دولتهای محلی تفلیس و باكو آغاز كردند. اوستیاییها یك قوم ایرانی هستند و خود را « ایرانی» میدانند و زبان آنها نیز شاخهای از زبانهای ایرانی است.
فرهنگ
گرجستان سرزمینی بسیار زیباست چنانكه گرجیها خود آن را قطعهای از بهشت مینامند . آبادانی و شهرت گرجستان باعث گردیده تا جهانگشایان بزرگ فتح آنرا آرزو نمایند ، كه این مسئله باعث خسارت ولطمات زیادی برای گرجیها و گرجستان در طول تاریخ بوده است .
یونانیان باستان با مشاهده سخت كوشی گرجیها برای آباد ساختن سرزمینشان بدانها نام گئور گوس یعنی كشاورز و كشتگر دادند واكنون گرجیها در جهان با نام جورچن و سرزمینشان جورجیا شناخته میشوند ، گرچه گرجیها خود را كارتول و وطنشان را ساكارتولو مینامند .
از نظر نژادی گرجیها به نژادی به نام پونتو زاگرس تعلق دارند كه یكی از اقوام منفرد در آسیا میباشند . شاردن یكی از سیاهان معروف دربارة گرجیها مینویسد : نژاد مردم گرجستان پاكترین واصیلترین نژادهای شرق و اگر گزافه نباشد خالصترین نژادهاست .
زبان این قوم گرجی است كه متعلق به خانوادة زبانهای قفقازی میباشد . این زبان دارای خط مخصوص با 33 حرف میباشد . زبان گرجی بسیار پیچیده و مورد علاقة زبان شناسان میباشد اما نوشتار وخط گرجی بسیار آسان ولی بسیار كامل میباشد .
شاردن که در 1084/ 1673م. از تفلیس عبور کرده ، دربارة ویژگی های گرجی ها می نویسد: گرجیها به طبع هوشمند ، قابل و مستعد میباشند و اگر در تعلیم و تربیت آنان اهتمام بعمل آید از میان آنان صنعتگران ، استادان ، دانشمندان و پژوهشكران بزرگ در همة رشته ها و زمینه ها پدید میآید . گرجیها مقتدر ، عظیم ، پر هیبت ، مغرور ومتكبرند … گرجیها مردمان سختكوش ، سركش ، بیباك و چالاكند … گرجیها در رفتار انفرادی و زندگی اجتماعی خود در طی سده ها بعضی خصایص كاملا ویژه پیدا كرده اند در بعضی از این خصایص با همسایگان خود از لحاظ میراث قفقازی در مورد شرافت ، مهمان نوازی ، وفاداری قبیلهای مشتركند و بعضی دیگر از این خصایص مربوط به احساسات ملی و سنتهای باستانی ملت گرجستان است . در مقایسه با همسایگان خویش از لحاظ غرور متمایز هستند در حقیقت گفته شده است كه در گرجستان هر فرد روستایی به منزلة شاهزاده ای است یا مانند شاهزادهای رفتار میكند . در عقاید شخصی خود اصرار میورزند . سخنرانان ماهری هستند … از هوش و زكاوت بسیار و بذله گویی و حاضر جوابی بهره مندند.
گزيده روز تارنما:
گزارش تصویری: نمایشگاه نقاشی هنرمند زرتشتی در خانه هنرمندان
سرويس زرتشيتان- تارنماي انجمن زرتشتيان كرمان راه اندازي شد
