آغازي ديگر
بابك سلامتي: هجدهم امردادماه هر سال كه از راه ميرسد، آغاز را بهياد ميآورد، آغازِ «امرداد».
9 سال پيش، پس از چندماه تلاش، سرانجام در اين روز، نخستين شماره چاپ، و كار «امرداد» آغاز شد. آن روزها شماري از جوانان گردهم آمدهبودند تا جاي خالي يك رسانهي نوشتاري را پركنند. آقاي جمشيد كيومرثي، مدير مسوول و بانو آتوسا دينياريان، سردبير آن روزهاي «امرداد» بسيار كوشيدند تا آن نهال نوپا رفتهرفته پا گرفت و باليد. آقاي كيومرثي در آن سالها «امرداد» را خود رويهبندي ميكرد، به چاپخانه ميبرد و به همراه خانواده، كار تا زدن و پخش آن را نيز انجام ميداد.
با اينكه شمار هموندان «امرداد» به اندازهي امروز نبود اما هر دوهفته يكبار كاري بسيار دشوار و جانفرسا را انجام ميدادند. بانو دينياريان نيز بسيار كوشيد و رنج برد تا چرخهاي «امرداد» به چرخيدن افتاد. پس از بانو دينياريان، آقاي كيوان هور، سردبيري «امرداد» را بردوش گرفت. از پركاري و سختكوشي او كه بگذريم، دلسوزي، ژرفبيني و نوشتههاي تحليلياش كممانند بود.
از اين سه تن به نمايندگي از همهي آناني نام بردم كه بودن هركدامشان كارگشا بود و مايهي دلگرمي ديگران. اگر سخن به درازا نميكشيد و ترس از قلم افتادن نامي از نامها نداشتم، بايسته بود از همگي يادكنم، چه آناني كه بار سفر بسته و راهي ديار غربت شدهاند، چه آناني كه هنوز هستند اما سرگرم كار خويشند. اميد، هرجا كه هستند، همواره سرخوش و تندرست و كامروا باشند.
هربار كه هجده امردادماه فرا ميرسد گذشته و اكنون و آيندهي «امرداد» پيش چشمم ميآيد، پرنگتر و روشنتر از هميشه. گذشتهي «امرداد» دلگيرم ميكند، جاي خالي آناني كه اگر بودند، سالها ميشد از توان و تجربه و دانششان بهره برد، تخم دلتنگي بر جانم ميپاشد و بر آتشِ درونم ميدمد.
اكنونِ «امرداد»، نويسندگاني و همراهاني همدل و همراي را دارد كه اگر همانديش نباشند همپيمانند. نويسندگان و ياران امرداد در هر سني كه باشند و هر انديشهاي كه داشتهباشند، خوب ميدانند كه چه بار سنگيني بر دوش دارند. اگرچه سنگيني كار، افزون از توان است، اما همدلي و همراهي و همپيماني، نيرو ميآفريند و گام زدن و نزديك شدن به آرمانها، شادي.
آينده اما ترسآور و دهشتناك است. گذر از شرايط دشوار اقتصادي، گراني و آشفتگيها، و رسيدن به نقطهي سربهسر يا نقطهي برابري درآمد و هزينه بسيار دشوار مينمايد. همهي تلاش «امرداد» اينستكه در راه رسيدن به نقطهي سربهسر از خط قرمزها نگذرد. افزون بر آنچه كه در قانون آمدهاست، آسيب به منافع ملي و منافع هازمان(: جامعه) زرتشتي پررنگترين خط قرمز «امرداد» است. تنگناهاي نامبردهشده از يك سو راه را بر انجام خويشكاري(: وظيفه) «امرداد» تنگ ميكنند و آرمانهاي امرداد كه بايد رفتهرفته به آنها رسيد، بر درازي راه ميافزايند.
«امرداد» بايد در راه سخن گفتن از فرهنگ جاودان و اهورايي ايرانزمين، شمار رويهها را افزايش دهد. دوهفته يكبار در ٨ رويه، حتا نميتوان قطرهاي از درياي بيكران فرهنگ ايرانزمين را گنجاند. بايد بتوانيم «امرداد» را هر هفته چاپ كنيم. بايد بتوانيم «امرداد» را در رويههاي تمام رنگي در دسترس خواننده بگذاريم تا فرهنگ هزاررنگ و طاووسپيكر سرزمينمان بهتر از پيش در برابر ديدگان خوانندگان گشوده شود، اما افسوس كه خون در دل است و پاي در گِل. چندي پيش بر آن شديم تا از نهمين سالگرد، «امرداد» را تمام رنگي چاپ كنيم. نه تنها اين نشد كه در پرداخت هزينهي چاپ «امرداد» به همان گونهي پيشين نيز مانديم و اگر دهش و ياري چند تن از نيكانديشان ارجمند نبود، كسي نميدانست چه ميشد!
اما «امرداد» هنوز پاي در راه دارد و نگاه به آينده. باور داريم تا زمانيكه چهار گروه نويسندگان و ياران، خوانندگان، آگهيدهندگان و دهشمندان و نيكانديشان با «امرداد» همراهند، ميتوان به آرمانها دست يافت. نويسندگان و ياراني كه با بودن همهي دشواريهاي طبيعي كار و سرزنشهايي كه گهگاه ميشنوند، استوار و پابرجا ايستادهاند، خوانندگاني كه يا هموند «امرداد» هستند و نابسامانيهاي سامانهي پست كشور، كه گاهي «امرداد» را دير ميرساند يا اصلا نميرساند! را تاب ميآورند و يا آنرا در دكههاي روزنامهفروشي جستوجو ميكنند و نگران نبودن «امرداد» بر روي پيشخوان دكهها هستند.
آگهيدهندگاني كه بخشي از هزينهها را ميپوشانند و اميد كه كارشان همواره پررونق و پرمايه باشد و دهشمنداني كه بهراستي نوشداروي امردادند و گرهگشاي كار و ايدونباد كه همواره بر هرآنچه نيك است و اهورايي برسند، را هنگاميكه «امرداد» ميبيند، مگر ميتواند بايستد و رو به جلو نرود. در اين هنگام اين سخن بزرگ پيش چشم «امرداد» ميآيد:
«در راه هدف ايثار بايد نه انجام وظيفه».
گزیده روز تارنما:
سرويس رويداد- وقتكشي پژوهشكدهي باستانشناسي كشور دربارهي شهر هرمز اردشير

