تبليغاتX
امرداد - تارنگار خبری زرتشتیان ایران - سرويس ادب و هنر- گفت وگو با پروفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه،فرزانش پژوه و پژوهشگر زبان های با
تارنگار خبری زرتشتیان ایران (امرداد) : واپسین خبرهای هازمان زرتشتیان و نیز رویدادهای فرهنگی ایران را در این سایت هر روز بخوانید









(بخش سوم)
گفت وگو با پروفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه،فرزانش پژوه و پژوهشگر زبان های باستانی
دين‌كرد، نامه‌ فرزانگي



فرید شولیزاده: دين‌كرد، نامه‌ي فرزانگي، گفت‌وگويي است كه در شش بخش، پيرامون
دين‌كرد، يكي از نامه‌هاي كهن ايراني، سخن مي‌گويد.
دو بخش نخست اين گفت‌وگو كه با روفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه،فرزانش پژوه و پژوهشگر زبان های باستانی، انجام شده‌است را چندي پيش در همين تارنما خوانديد. بخش سوم اين گفت‌وگو در زير مي‌آيد.

س: استاد شما آذرفرنبغ فرخزادان و آذرباد پسر اميد را بيشتر راوي و تدوينگر كتاب دینکرد مي‌بينيد يا آنها را تئوري‌پرداز ديالوگ‌هاي عميق فكري كتاب می بینید؟به زبان ساده‌تر آنها خالق دینکرد هستند يا به بازنويسي آن دست‌يازيده‌اند؟
ج: ببينيد آقای شولیزاده من در اين مورد بيشتر تمايل دارم كه دينكرد را يك مجمع‌الروايات تلقي كنم كه آذرفرنبغ فرخزادان و آذرباد پسر اميد اين روايت‌ها را دوباره بازنويسي كرده‌اند، من چندجا در كتاب پنجم و ششم و نهم با جملاتي برخورد مي‌كنم كه تشكر مي‌كند از فلان خانواده كه فلان روايت به‌من داد كه 8 نسل در اين خانواده بود من بازنويسي كردم و به ايشان بازگرداندم و تشكر كردم… به همين دليل مورد يادشده كه ذكر شد من كتاب را يك مجموعه از روايات مي‌دانم و هدف تدوين‌گران اين بوده كه اين كارنامه‌ي دين (معني دينكرد) را به‌نوعي جمع‌آوري و عرضه كنند.
س: درواقع در آن پروسه‌ي زماني كه مامون به قدرت مي‌رسد و يك‌جور جو تساهل و تسامع مذهبي بوجود مي‌آيد موقعيتي ايجاد مي‌شود كه فردي چون آذرفرنبغ در دربار راه پيدا كند و موقعيت خاصي برايش ايجاد شود! و ايشان بسيار بسيار استادانه از اين موقعيت استفاده مي‌كند، زمان را از دست نمي‌دهد با اين‌كه عمر شريفش كفاف نمي‌دهد كه اين كتاب را تمام كند اما در آن موقعيت حساس تاريخي خدمت خودش را به فرهنگ ايران به‌صورت تمام و كمال انجام مي‌دهد؟!
ج: درود بر شما، درود بر شما. من اسمش را گذاشته‌ام فرصت‌طلبي خواجه‌نصير گونه. عين همان موقعيت‌شناسي كه خواجه نصيرالدين طوسي از خودش در قسمتي از تاريخ نشان مي‌دهد، ايشان هم از خود نشان مي‌دهند. كتاب ماتيكان گجسته اباليش هم كه واقف هستيد به ايشان مرتبط است.
س: فكر مي‌كنيد فضل‌ابن‌سهل (وزير ايراني مامون) در ايجاد اين فرصت تاريخي نقش داشته است؟ به هرحال فضل‌ابن‌سهل يك زرتشتي بوده و مردي فاضل و دانشمند كه در اين مورد در كتاب «جاودان خرد» سخن بسيار گفته شده؟ 
ج: ببينيد يادتان باشد زماني كه دينكرد به تدوين نهايي خودش نزديك شده بود مقارن بود با حكومت عباسيان و زرتشتيان در ايران يك اقليت به‌عقب‌رانده شده نبودند و يك جامعه‌ي كثير با نيروي اجتماعي قوي بودند به‌طوري كه مي‌توانستند در دربار حرف بزنند و اين تنها منوط به فضل‌ابن‌سهل نبوده بلكه يك نيروي اجتماعي است كه حرف مي‌زند، نيرويي كه نمي‌توانستند وجودش را ناديده بگيرند و يا حذفش كنند.
س:‌ استاد قرن چهارم تا پنجم كه يك افول گسترده در جامعه‌ي ايراني بوجود مي‌آيد، مي‌بينيم كه هنوز يك‌سري از آتشكده‌هاي بزرگ روشن هستند و از آن‌ها بهره‌برداري مي‌شود ولي با شروع جنگ مذهبي ميان اشعريون و رافزيون آتش اين جنگ دامن‌گير جامعه‌ي مزديسني هم مي‌شود اما در همان زمان هم غير از حكومت و شغل‌هاي حكومتي كه بايد از زير فيلتر عباسيان مي‌گذشت، عمده شغل‌هاي بيرون از دستگاه حكومت بويژه بازرگاني هنوز در دست ايرانيان زرتشتي بود، براي همين شايد هنوز برش خوبي در جامعه داشتند…
ج: وحتي يكي از دلايل شايد زود مسلمان‌شدن لايه‌هايي از جامعه‌ي ايراني همين بوده و شمشير هم كارگر نبوده و اصولا نيازي هم به شمشير نبوده و تجار و بارزگانان در زمان فشارهاي عباسيان به‌سرعت مسلمان مي‌شدند تا سرمايه‌هايشان را حفظ كنند، نمونه‌هاي معروفش هم در خراسان در زمان حكومت عباسيان اتفاق افتاده…
س: يادم هست در يكي از جلسات كه خدمت زنده‌ياد دستور جهانگیر اُشیدری[ايدرياد باد] بودم،ايشان به من فرمودند اگر حقيقتا امروز دين زرتشتي در ايران هنوز زنده است، و من و تو در اینجا با هم گفتگو می کنیم دليلش تنها استقامت و پافشاري عده‌ي كمي از موبدان و دهقانان و كشاورزان است كه به كيش نياكاني وفادار ماندند.علي‌رغم آنكه فشار جزيه كمر آن‌ها را خم كرده‌بود…
ج: و من سخن شما را با اين كلام تكميل مي‌كنم كه اگر منابع اين دين هنوز زنده است، تنها دليلش بلندهمتي پارسيان هند در حفظ و ترجمه‌ي اين متون است و البته در كنار آن بي‌تعارف كوشش‌هاي خاورشناسان اروپايي را نبايد فراموش كنيم. در غرب روي اين متن‌ها كار كردند، روي فيلولوگ، جمله‌بندي‌ها، برايشان گرامر و آناتومي ساختمان زباني تدوين كردند. بايد با خودمان روراست باشيم، خود همين كتاب دينكرد مي‌دانيد كه در يكي از روستاهاي يرد پيدا مي‌شود (نسخه مشهور كپنهاگ معروف به نسخه B) اين مجموعه‌ي بزرگ كتاب را سوار خر مي‌كنند و به هند مي‌برند، متاسفانه پارسي‌ها روي آن كار نمي‌كنند و در آنجا آتش حسادت‌ها و اختلاف‌ها باعث از بين‌رفتن جلد اول و دوم اين كتاب مي‌شود حتي قسمتي از كتاب سوم هم آسيب مي‌بيند، دويست سال كتاب در دست پارسيان بود و روي آن كار نكردند. بعد از 200 سال غربي‌ها كتاب را مي‌برند به كپنهاگ و از آن نگهداري مي‌كنند. من كپي نسخه‌ي B  را از طريق دايره‌المعارف اسلامي براي خودم تهيه كردم، حقيقتا هم اگر اين كتاب در كپنهاگ نبود و در دست خود ما بود يا تا حالا در جرز ديوار پوسيده بود و يا آتش تعصب‌هاي ديني و كينه‌هاي شخصي نابودش كرده بود.
س: استاد در زمینه کار بر روی کتاب ارزشمند دینکرد در کشورهای غربی چه كساني به‌صورت تخصصي كار كرده‌اند؟
ج: كتاب سوم را “دومناش” ترجمه كرده، كتاب چهارم را “وست” ترجمه مي‌كند، كتاب پنجم را “ماريان موله” كار كرده، كتاب ششم را “شائول شاکد”، هفتم را هم “ماريان موله” و “وست” با هم كار كرده‌اند، هشتم و نهم هر دو كار ”وست” است كه در مجموعه كتاب‌هاي مقدس شرق آمده، حتي كارهاي اوليه مانند پيداكردن سر و ته جمله‌ها و نقطه‌گذاري‌هاي درست را هم آن‌ها انجام داده‌اند. من واقعا زماني كه نسخه‌ي B  را نگاه مي‌كنم متاسف مي‌شوم،مي‌بينم جاهايي نقطه‌گذاري شده كه اصلا اشتباه است، وسط جملات را نقطه‌گذاري كرده كه اين نشان مي‌دهد كاتب معني جمله را نمي‌فهميده.اگر معاني نوشتار را مي‌فهميد نقطه‌گذاري‌ها اينقدر اشتباه نبود. متاسفانه اين مسئله نشان مي‌دهد در طول زمان ادبيات پهلوي درحال فراموش‌شدن بود. كساني‌كه با متون خطي پهلوي سر و كار دارند مي‌دانند كه جاي صحيح نقطه‌ها چقدر در ترجمه‌ي صحيح متن مهم است، به‌جز نسخه‌يB ، نسك مدن و ترجمه‌ي سن‌جانا هم منابع خوبي براي كارهاي پژوهشي هستند.من معتقدم كه هيچ كاري مقدس‌تر از زنده‌كردن يك فرهنگ نيست، بويژه چنين فرهنگ مقتدري كه نام بزرگ مردي چون زرتشت را يدك مي‌كشد. فرهنگي كه در پس هزاره‌ها اسباب و مايه‌ي سرفرازي قوم آريايي شده، نه از آن‌جهت كه زرتشت مردي آريايي‌تبار بود، از آن سبب كه آريايي‌ها نسبت به ساير قوم‌ها اين پيام را بهتر دريافت كردند و با گوش دل شنيدند و با ديده‌ي خرد در زندگاني به‌كار بستند.
س: جناب فضيلت فكر نمي‌كنيد يكي از دلايل كوشش‌هاي آذرفرنبغ در تدوين دينكرد به‌نوعي ارايه يك خلاصه از اوستاي 21 جلدي ساساني بوده؟ و يا به‌نوعي روايت تاريخي دين مزديسني از كي‌گشتاسب تا خسرو قبادان؟
ج: من فكر مي‌كنم انگيزه‌ي اصلي، نگهداري از روايات و متون بوده و …! بله به‌نوعي هم نگهداري از اوستاي ساساني بوده، اما يادتان باشد بعد از آن‌كه دينكرد تدوين مي‌شود تا مدت‌ها افرادي بودند كه در متن‌ها و نوشتارهايشان رجوع مي‌دادند به 21 نسك اوستاي ساساني كه نشان مي‌دهد بعد از تدوين دينكرد هنوز هم اين 21 نسك وجود داشته و شايد احمال‌كاري خود ما ايرانيان و هجوم دشمنان جديد و يا آتش تعصب‌هاي فردي و كشمكش‌هاي داخلي به‌نوعي باعث از بين‌رفتن آن شده.
س: جناب فضيلت فكر نمي‌كنيد يكي از دلايل تدوين دينكرد همين دورشدن تدريجي مردم از اوستاي ساساني بوده؟ يعني پركردن شكاف ميان عوام مردم با 21 نسك اوستا؟
ج: نه از ديدگاه من خلاصه‌اي كه صورت گرفته براي خواص و به‌منظور ايجاد يك درس‌نامه بوده، توجه كرده باشيد من روي كتاب هم حك كردم «درس‌نامه دين مزدايي»، اين كتاب در هيربدستان و چاشته‌هاي ديني تدريس مي‌شده، دين‌آموزان به‌صورتي طبقه‌بندي‌شده مطالب اين كتاب را فرامي‌گرفتند، به‌واقع اين كتاب مكتوب آكادميك موبدان بوده است.
س:‌ سخن شما متين، اما خود متن به‌واسطه‌ي غلط‌ هاي املايي متعدد اينگونه نشان نمي‌دهد؟
ج: اين غلط‌هاي املايي در پي هزار سال به‌وجود آمده.
س: اگر دست خواص بود كه نبايد چنين مشكلي پيش مي‌آمد؟
ج: در ابتداي تدوين كتاب مشكلي از اين جهت وجود نداشته ، پس از تدوين و درگذر زمان و در دست نوآموزاني كه وظيفه‌ي كتابت متن را به‌عهده داشته‌اند، اين ايرادها ايجاد شده اند.
س: متن كتاب تا آن‌حد هم سنگين نيست كه عوام از درك آن عاجز باشند؟
ج: براي زمان و دانش امروزي،خصوصا" امثال من و شما که با حکمت خسروانی سروکار داریم سنگين نيست، براي دوران خودش كتابي سنگين از نظر مفاهيم بوده است.
س: استاد، من فكر مي‌كنم براي آن‌زمان كه مردم با خود اوستاي اصلي سر و كار داشته‌اند، بالطبع متن و مفهوم اوستا سنگين‌تر از متن پهلوي دينكرد بوده؟
ج: مردم سر و كار داشتند ولي فقط مي‌خواندند و حفظ مي‌كردند، مثل آنكه ما الان در جامعه مسلمان حافظ قرآن زياد داريم ولي متن عربي را حفظ مي‌كنند و همه‌ي فلسفه و مفهومش را نمي‌دانند و اكثريت مردم قادر به درك معناي عربيش نيستند.
س: استاد، كتاب بر مبناي همين طبقه‌بندي و فصل‌بندي خودش تدريس مي‌شده؟
ج: اين را دقيقا نمي‌دانم!
س:‌ منظور من اين است كه در هيربدستان از كتاب اول آغاز مي‌كردند تا كتاب نهم؟
ج: ببينيد كتاب سوم چنانکه خودتان هم دیده اید مفاهيم بسيار سنگيني دارد،من خودم متقاعد شدم كه دينكرد هزاردر كه معروف است واقعيت دارد، واقعا هزار فصل بوده، خود كتاب سوم به‌تنهايي هارصدوبيست‌و خرده‌اي فصل است. درضمن اگر قبول كنيم كه كتاب‌هاي مفقوده‌ي اول و دوم هركدام 250 فصل بوده، كتاب طبيعي مي‌نمايد. من بارها با فصل‌هايي در كتاب برخورد مي‌كنم كه به مطالب فصلي‌هايي در كتاب‌هاي اول و دوم ارجاع داده مي‌شوند و ديگر متاسفانه در دسترس نيست. شما اگر دقت كرده باشيد من بحث‌هاي مثلثاتي در دينكرد پيدا كرده‌ام ، مباحثي پيرامون Sin (سينوس) و Cos (كوسينوس). در بعضي‌ جاها هم بحث برروي كرويت زمين مي‌شود، جاهايي در كتاب هست كه در مورد خسوف و كسوف بحث مي‌شود، در جاهايي از دينكرد سال به ثانيه محاسبه شده به‌طوري‌كه مطرح مي‌كند 365 روز و 6 ساعت و چقدر خرده‌اي از ساعت، بعد توضيح مي‌دهد كه چرا سال كبيسه درست شده، كسوف چرا به‌وجود مي‌آيد، در همان 42 بند كه پيرامون نجوم بحث مي‌شود بيش از 80 نكته نجومي را مطرح و شرح مي‌دهد.اين نشان مي‌دهد كوشش داشتند به هر قيمتي كه شده در هر حوزه‌ي علمي دست‌كم يك سرفصل از خود به‌جاي بگذارند، حالا يا متن‌هاي پيچيده‌تري در اختيار داشته‌اند كه بعدها به‌مرور به دين‌آموز مي‌آموخته‌اند يا اين‌كه همان‌طور كه شما فرموديد مي‌خواستند به‌ هر قيمتي همين چيزي را كه از كتاب‌سوزي‌هاي اعراب باقي مانده بوده به هر نحوي حفظ كنند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط امرداد در پنجشنبه 1388/07/23 و ساعت 13:42 |