به مناسبت 16 دی ماه سالگرد در گذشت نخستین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی
ارباب جمشید بهمن جمشیدیان؛ بزرگ بانکدار زرتشتی
گروه تاریخ: سرگذشت این بزرگوار را تا کنون به مناسبت های گوناگون خوانده اید. در اینجا برداشت هایی از زندگی نامه ارباب را خواهید خواند.
1: ارباب جمشید در 1229 خ. در يزد زاده شد. پدرش بهمن، از نامداران شهر یزد بود.
2: ارباب جمشيد در يازده سالگی تا بيست سالگی در شعبه تجارتخانه ارباب رستم مهر در بروجرد كار کرد.
3: از 1287خ. تجارتخانه كوچكی در بروجرد و بندرعباس برپا کرد و به تجارت پارچه و پوشاك پرداخت و با رونق يافتن كارش، فعاليتهای خود را به سمت شمال كشور و بهويژه تهران گسترش داد.
4: او در تهران، در سرای مشيرخلوت، به تجارت و صرافی پرداخت و در 35 سالگی شعبههای بسیاری در بازار تهران داير كرد. با اينكه بازار تهران مركز تجاری انحصاری مسلمانان محسوب می شد، وی بهسبب نیکی و رفتار مناسب توانست به كار خود ادامه دهد. او بهتدريج از تجار عمده و بنام شد و شعبههايی از تجارتخانه خود در اصفهان، بم، بندرعباس، بوشهر، رشت، رفسنجان، سيرجان، شيراز، قزوين، قم، كاشان، كرمان، همدان و يزد داير كرد و بعدها شعبههايی در بغداد، بمبئی، كلكته و پاريس نيز تأسيس نمود.
5: در اوج فعاليتهای او، 150 زرتشتی در شركت مالی و تجاریاش كار می كردند.
6: كارمندان ارباب جمشيد يكی از نخستين محلههای زرتشتی نشين تهران را در اطراف خانه وی ايجاد كردند و بعدها زرتشتیان ديگر نيز به آن محله رفتند. وی در ملك شخصی خود مدرسهای برای زرتشتیان بنا كرد كه تحصيل در آن رايگان بود.
7: در آن زمان خريداری و تملك زمين كاری پر سود بود؛ ازاينرو، ارباب جمشيد املاك بسياری، بهويژه در تهران و خراسان و فارس، خريد. او مالك پانزده يا شانزده روستا بود.
8: ارباب جمشيد، با كمك ریيس حسابداری خود، دفاتر حسابداری ويژهای تهيه كرده بود كه روش جديدی در بازرگانی آن زمان محسوب می شد. وی در صرافی خود به امور مالی درباريان و دولتمردان نيز می پرداخت و با بسياری از آنها، مانند ميرزاعلی اصغر خان اتابك اعظم، دوستی داشت.
9: بسياری از رجال آن زمان، بهويژه فرماندار يزد و كرمان، از او وام می گرفتند و چون مديون او بودند به وضع زرتشتیان آن شهرها رسيدگی می كردند، حتا محمدعلیشاه و خانوادهاش نيز از تجارتخانه جمشيديان مبالغ هنگفتی قرض گرفتند كه بازپرداخت آن برعهده عدهای از تجار و ملاكين بود.
10: ارباب جمشيد، بر اثر نیکی، در حدود 1308ـ 1309ه.ق به دربار ناصرالدينشاه راه يافت و از اين تاريخ به بعد تا پايان حكومت قاجار با دربار مراوده داشت.
11: جمشيدآباد (جمالزاده كنونی) از املاك شخصی وی و تفرجگاه شاه و اهل حرم بود و هرگاه شاه به آنجا می رفت ارباب جمشيد به وی سينی اشرفی تقديم می كرد. در پی اين خدمات، مظفرالدينشاه در 1321ه.ق لقب «ریيسالتجار» را به وی اعطا كرد.
12: در پی گسترش دامنه فعاليتهای تجاری، در 1311ه.ق بانك جمشيدی را بنیاد نهاد. وی همچنين رياست مخزن دولتی را بهعهده داشت و لباس قشون، اعم از قزاقخانه و سربازخانه، را تأمين می كرد.
13: همزمان با نهضت مشروطه، او كمك مالی بسياری به مشروطهخواهان كرد؛ تنها يك فقره از كمكهای او، پرداخت بيست هزار تومان بود. همچنين در اوج درگيريهای مشروطهخواهان، اسلحه و مهمات را در عدلهای پارچه و پنبه جاسازی می كرد و از بوشهر به تهران می فرستاد. اين كالاها، به سبب حسن شهرت ارباب جمشيد، از دستبرد راهزنان مصون می ماند و در اختيار مبارزان تهران قرار می گرفت.
14: ارباب جمشيد در زمان تحصن تجار در سفارت انگليس برای حمايت از مشروطه، به واسطه حاجمحمدتقی بنكدار، هشت هزار تومان برای تأمين هزينههای تحصن پرداخت.
15: پس از آنكه مظفرالدينشاه در 1324 ه.ق فرمان مشروطيت را امضا كرد، موضوع ورود اقليتهای مذهبی به مجلس شورای ملی مطرح شد. ارمنيان و كليميان دفاع از حقوق خود را بر عهده آيتاللّه سيدمحمد طباطبائی و آيتاللّه سيد عبداللّه بهبهانی گذاشتند، اما زرتشتیان خواستار كسب يك كرسی در مجلس شدند. به همين منظور در 15 شعبان 1324ه.ق، مطابق با سالروز تولد حضرت مهدی عجلاللّهتعالی فرجهشريف، زرتشتیان به رياست ارباب جمشيد برای عرض تبريك به منزل علمای تهران، سيدمحمد طباطبائی، شيخفضلاللّه نوری و سيدعبداللّه بهبهانی رفتند و ضمن قرائت خطابه تبريك، خواستار گرفتن يك كرسی در مجلس شدند، كه با آن موافقت شد و زرتشتیان ارباب جمشيد را به نمايندگی بر گزيدند. در دوره دوم مجلس، ارباب جمشيد به سبب گرفتاری تجاری و بيماری، حاضر به پذيرش وكالت مجلس نشد و ميرزاكيخسرو شاهرخ (بعدها مشهور به ارباب كيخسرو) را به جانشينی خود معرفی كرد و زرتشتیان نيز، به پيروی از وی، به كيخسرو رأی دادند.
16: در 10 شوال 1324 تجار عضو مجلس و خارج از آن، در اطلاعيهای قصد خود را برای تأسيس بانك ملی ايران اعلام كردند و قرار شد تا زمان تأسيس بانك، مردم پولهايشان را به چند فرد مشخص (از جمله ارباب جمشيد) تحويل دهند و رسيد دريافت كنند. ارباب جمشيد خود از سهامداران عمده و از مووسسان بانك ملی ايران بود.
17: صرافان و تجار بزرگ از رقبای اصلی بانكهای شاهنشاهی انگليس و استقراضی روس در ايران بودند و اين دو بانك مصمم به بيرون راندن آنها از عرصه اقتصاد ايران شدند. چون ارباب جمشيد در حدود سيزده ميليون تومان از بانك استقراضی و دو ميليون تومان از بانك شاهنشاهی وام گرفته بود، اين بانكها دستاويز مناسبی پيدا كردند؛ ابتدا بانك استقراضی و سپس بانك شاهنشاهی خواستار وصول مطالباتشان شدند و همزمان به جمعآوری مطالباتشان از بازاريان پرداختند. ارباب جمشيد، كه قادر به پرداخت سريع بدهي هايش نبود، اعلام ورشكستگی كرد و از ترس روسها در خانه علاءالسلطنه، نخستوزير، متحصن شد. بانكها نيز اموال و املاك وی را توقيف كردند، كه از آن جمله تجارتخانههای وی در اصفهان و كرمان و پارك اتابك(محل فعلی سفارت روسیه) بود.
18: ارباب جمشيد، پس از اعلام ورشكستگی، فاضل عراقی را به وكالت خود انتخاب كرد، با افزايش شكايتها، دولت مجبور به رسيدگی شد و دادگاه در 11 دی 1302خ. وی را محكوم به پرداخت مطالبات مردم كرد و او و وكيلش را به جرم پرداخت رشوه بازداشت كردند. فاضل عراقی پس از دو ماه آزاد شد، اما ارباب جمشيد مدتی در بازداشت به سر برد. گفته شده است كه بهائيان در ورشكستگی ارباب جمشيد نقش داشتهاند.
19: ارباب جمشيد، پس از آزادی، تقريباً تمام ثروتش را از دست داده بود. وی در 16 دی 1311خ. در 82 سالگی درگذشت.
20: رسيدگی به مستمندان، اطعام فقرا، ساخت آبانبار و حمام و سقاخانه و مدرسه برای زرتشتیان، كمك مالی به مراسم عزاداری سيدالشهداء عليهالسلام و تعمير تكايا و پرداخت هزينه سفر كربلا و مشهد به علاقهمندان، آبرسانی به مناطق جنوب تهران در تابستان و به طور كلی خيرخواهی و بخشندگی ارباب جمشيد در منابع مختلف گزارش شده است.
یاری نامه ها:
1) «ارباب جمشيد جمشيديان»، مهنامه زرتشتيان، ش 7 (فروردين 1352خ.)؛
2) اسنادی از زرتشتيان معاصر ايران ( 1258ـ 1338 خ. )، به كوشش تورج امينی، تهران: سازمان اسناد ملی ايران، 1380 ش؛
3) جهانگير اشيدری، تاريخ پهلوی و زرتشتيان ، ج 1، [ تهران ] 1355 ش؛
4) ايرج افشار، «مخارج تحصن در سفارت عثمانی»، آينده ، سال 6، ش 5 6 (مرداد شهريور 1359)؛
5) اسماعيل اميرخيزی، قيام آذربايجان و ستارخان ، تبريز 1339 ش؛
6) اوراق تازهياب مشروطيت مربوط به سالهای 1325ـ1330 قمری ، چاپ ايرج افشار، تهران: جاويدان، 1359 ش؛
7) مهدی بامداد، شرححال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجری ، تهران 1347ـ1351 ش؛
8) بانك ملی ايران، تاريخچه سی ساله بانك ملی ايران: 1307ـ1337 ، تهران 1338 ش؛
9) جستارهايی از تاريخ معاصر ايران ، در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، ج 2، تهران: اطلاعات، 1370 ش؛
10) اردشير زارع، خاطرات، (منتشرنشده، موجود در كتابخانه اردشير يگانگی)؛
11) كيخسرو شاهرخ، خاطرات ارباب كيخسرو شاهرخ ، بهكوشش شاهرخ شاهرخ و راشنا رايتر، ترجمه غلامحسين ميرزاصالح، تهران 1382 ش؛
12) رشيد شهمردان، فرزانگان زرتشتی ، تهران [ 1340 ش ]؛
13) ابراهيم صفائی، رهبران مشروطه ، ج 1، تهران 1363 ش؛
14) «فارسيان ايران»، تربيت ، سال 9، ش 417، 29 شعبان 1324، در [ دوره كامل ] تربيت: نخستين نشريه روزانه و غيردولتی ايران ، ج 3 (ش 354ـ434)، تهران: كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ايران، 1377 ش؛
15) مهدی فرخ، خاطرات سياسی فرخ ، تهران [ 1345 ش ]؛
16) محمدعلی كاتوزيان تهرانی، مشاهدات و تحليل اجتماعی و سياسی از تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، تهران 1379 ش؛
17) بوذرجمهر مهر، «زرتشتيان معاصر ايران» (مصاحبه)، گفتگو از مرتضی رسولی، تاريخ معاصر ايران، ش 28 (زمستان 1382)؛
18) فرهنگ مهر، سهم زرتشتيان در انقلاب مشروطيت ايران، [ تهران 1348 ش ]؛
19) محمدبن علی ناظمالاسلام كرمانی، تاريخ بيداری ايرانيان ، چاپ علی اكبر سعيدی سيرجانی، تهران 1376ـ1377 ش؛
20) حسن نيكو، فلسفه نيكو در پيدايش راهزنان و بدكيشان ، ج 2، تهران 1307 ش؛
برداشت هایی از: http://www.encyclopaediaislamica.com/ مقاله «جمشیدیان»
گزیده روز تارنما:
سرویس زرتشتیان- سرپرست دبیرخانه انجمن زرتشتیان تهران برگزیده شد
سرویس کتاب شناخت- تاریخ انسانشناسی از آغاز تا امروز منتشر شد

