از سوی یکی از هموندان انجمن صورت گرفت:
دفاع از کارهای گردش 40 انجمن زرتشتیان تهران
فرهاد کشاورزی: همکیش عزیز- تا کنون ننوشتهام و شاید دیگر هم ننویسم. زیرا در پهنه زندگیام شاهد این بودهام که مردم مطالبی مانند رمان، داستان و یا شب نامه را بهتر و بیشتر میخوانند، چه کسی روزنامهها را میخواند؟ مگر صفحات ورزشی و حوادث آنرا! مقالات روزنامه های خودمان و بیلان و گزارش و عملکرد نماینده و انجمن و سازمانها هم در این ردیف!
شاید این ابهام پیش آید که پس چرا نوشتی؟ این نوشته نیست، این درد دل نامهایست که از دل به درد آمدهام بلند شده است.
خیلی از همکیشانم راستی را سرلوحه گفتارشان قرار داده و با اشاره به گفتار پیامبر پاکمان "اندیشه نیک ، گفتارنیک و کردارنیک" خود را پیرو راهش میدانند! اما وقتی شایعات را بدون تحقیق پذیرفته و یا بر اساس توهماتشان شایعهای را میسازند، آیا پیرو اندیشه نیک هستند؟ و یا اگر بدون اثبات واقعی بودن شایعه آنها را در جامعه پراکنده می کنند، آیا پیرو گفتارنیک می باشند؟ و یا بدون قرار گرفتن در بحران کار اجتماعی و مدام نق زدن، آیا پیرو کردارنیکند؟
داستان گفتن و امثال و حکم آوردن، مشتاق شنیدن زیاد دارد. زیرا تبسم را بر لب می آورد و بیشتر به ذهن مینشیند. منهم داستان مداحی که در دربار سلطان محمود غزنوی، مدحی درباره شاه گفت و تنها تشویق کنندهاش مردی بود که بلاهتش شهره خاص و عام، و مداح از ترس شاه پا به فرار گذاشت را میدانم که تعریف کنم و پاسخی که به دوستش را داد نیز می دانم که گفت مدحی، که سخیفی را خوش آید سلطان را ناخوش آید. حال این مثل می تواند مصداق عکس نیز داشته باشد!
چرا کشتن مطرح می شود و گرفتن جایی در کلام ندارد؟ چرا شیرگیری را موش کشی تلقی می کنند؟ وقت آن رسیده که عینک بدبینی را عوض کرده و شیر را واقعا شیر ببینیم نه موش!
البته این رسمی است سنتی که به تهران ویژه (:اختصاص) ندارد و همه انجمن ها را شامل می شود. سالهاست که در هر دوره شنیده ام که دست اندرکاران فلان انجمن هیچ کاری نکردهاند! جز تخریت و گرفتن حکم تخلیه و به باد دادن پولهای انجمن (شایان ذکر است که این موضوع در مورد انجمنهای بدون سرمایه مصداق ندارد).
این گوی و این میدان. پس چرا تو هم که جزو صادقترین منتقدان بودی و پای در میدان گذاشتی، پس از اتمام دوره ات، باز هم این صحبت ها و حدیث ها تمام نشد.
همانطور که نماینده محترممان فرمود که حقوق مردم را با هیچ احدی معامله نمی کند منهم از اینکه در قبال حقیقت سکوت کنم شرمنده و آنرا با هیچ پست و مقامی معامله نمی کنم.
پس از این گفتار طولانی به کارنامه خودم در کار انجمن زرتشتیان تهران می اندیشم که از ابتدای سال 83 تا این زمان ادامه داشته و به لطف نظر مثبت مردم، شاید سه سال دیگر هم طول بکشد.
در این مدت انبوهی از اطلاعات در ذهن من انباشته گردیده که تراوش آنان در ادامه مرا به مثبت بودن راهم، بهمراه یاران گردش 40 امیدوار می سازد.
1- یادم میآید که در زمان تحویل گرفتن انجمن میزان سپرده های انجمن یک میلیارد و سیصد میلیون تومان بود.
2- باز هم به خاطر میاورم که سیصد میلیون تومان وجهی که توسط دادگاه بدلیل تقاضای حق نسق برادران هداوند می بایست پرداخت می شد و نود میلیون تومان آن بلوکه شده و هیچ گونه سودی باین سپرده تعلق نمی گرفت. در صورت تحقق می بایست پنجاه میلیون تومان دیگر اضافه حق دادرسی به دادگاه از طرف انجمن پرداخت می شد که مجموعاً با هزینه های دادرسی، حدود 290 میلیون تومان جهت آزادسازی زمین ها هزینه شد.
3- شاید ذکر این نکته که مبلغ یکصد و نود و هفت میلیون تومان، رأی دادگاه در مورد پرداخت به سرایدار آدریان بزرگ بوده است تکرار مکررات باشد.
4- 547 میلیون تومان حکم های دادگاهی موارد دوم و سوم را با 345 میلیون تومان حل نموده و مشکلات 20 و 30 ساله دوره های مختلف انجمن مرتفع گردیده را نمی توان چشم پوشی نمود ( یعنی 202 میلیون تومان به نفع جامعه حفظ گردید.)
5- حدود 350 میلیون تومان سپرده فعلی انجمن را هم که به عینه می بینم.
6- 600 میلیون تومان از سپرده های انجمن اگر هزینه نمی شد سود سالانه ای در حدود 54 میلیون تومان و اگر سپرده بلند مدت 5 ساله می بود حداکثر 108 میلیون تومان نصیب انجمن می نمود که جوابگوی سه ماه هزینه های جاری انجمن نیز نمی شد.
7- باز می بینیم که سه دانگ خانه ارباب مهربان زرتشتی در خیابان ویلا را که در اختیار غیر قرار داده بودند و در نتیجه، سبب عدم امکان استفاده از سه دانگ سهم ارباب فریدون زرتشتی، که به انجمن زرتشتیان تهران اهدا شده بود، می گردید. در بهترین شرایط قیمتی به مبلغ 700 میلیون تومان خریداری و هر شش دانگ تحت مالکیت انجمن قرار گرفت که با اخذ مجوزهای آتی میتواند به خانه فرهنگ و هنر و ادب زرتشتی تبدیل شده و اگر از دیدگاه اقتصادی بدان بنگریم ارزش افزوده ای به سپرده باطل شده می دهد و آنرا از 700 میلیون تومان به دونیم میلیارد تومان می رساند. یعنی کل ملک با ارزشی 5 میلیارد تومانی زنده می شود.
تا این بند تکلیف حساب سپرده های انجمن که چرا به اتمام رسیده روشن شد. پس سایر کارها با چه بودجه ای انجام شده؟ شاید اعتماد همکیشان به عملکرد گردش چهل بوده که خیراندیشی آنها را برانگیخته و یا سایر اقدامات درآمدزا در گردش 40 بوده است؟
8- ذهن من در اینجا به یاد فروش زمین خیابان پاسداران موسوم به کارواش شبنم می افتد که سالها درید قدرت شهرداری و تعدادی از جانبازان جنگ تحمیلی بوده که نه تحویل می دادند و نه اجاره! اما با توافق انجام شده این زمین به مبلغ یک میلیارد تومان فروخته شده و برای حفظ نام خیراندیش آن در حدود همان مبلغ 6 واحد نوساز در یوسف آباد خریداری گردید که در اختیار همکیشان قرار گیرد. ذکر این نکته نیز ضروریست که ملکیت این زمین در سند، باغ مسکونی بوده و نرخ زمین مذکور در پاسداران یک چهارم مسکونی و یک دهم تجاری است حال آنکه با تلاش برخی از دوستان و با تغییر کاربری ، این ملک با نرخ مسکونی فروخته شد. یادآوری این نکته که زمین انجمن حدود 320 مترمربع و مشاع در یک مجموعه کارواش و تعمیرات خودرو با متراژ حدود 3000 مترمربع و غیر قابل تفکیک قرار داشته است، نیز ضروری می باشد.
9- در ابتدای دوره گردش 40 یاد تلاشی میافتم که برای خرید 5/4 دانگ در اختیار غیر ملک خیابان ارومیه انجام پذیرفت و ماجرا از این قرار بود که 5/1 دانگ ملکیت آن با انجمن و 5/4 دانگ در اختیار غیر بود و با مذاکرات متعدد 5/4 دانگ از دست رفته با قیمت متری 700هزار تومان (زیر قیمت روز) خریداری و با توجه به شرط بازرسین در اصرار بر فروش آن، شش دانگ ملک با قیمت متری 2 میلیون تومان فروخته شد و این خود 300 میلیون تومان به اندوخته های انجمن اضافه نمود.
فرزانه ارجمندی می گفت چرا باید زمینی را بسازیم و هزینه ای دو میلیارد تومانی بکنیم و پس از پانزده سال سازه ساخته شده دومرتبه کلنگی محسوب شده و فقط زمین همانطور که می بایست گران شود گران شده و پول صرف شده بر روی زمین هدر رود.
چند سئوال برایم پیش می آید:
کدام زمین متروکه بوده که در دستان خودمان باقی مانده و به موقع توانستیم از آن استفاده کنیم؟ مصادره نشده؟ یا غصب نگردیده؟ که در هنگام باز پس گیری باندازه قیمت ساخت زمان ابتدایی و یا چند برابر آن جهت بیرون کردن غاصب نپرداخته ایم؟
کدام ملک مخروبه ای بوده که قادر بوده باشد سالهای سال بی استفاده مانده و بی اعتنا به نیت واقفان آن در بهره گیری یک یا چند همکیش از آن از کنار آن گذشته باشیم که چه شود؟ پول هزینه آن نشود که پانزده سال بعد دو مرتبه کلنگی می شود!
آیا این زمینها بغیر از بهره بردن اغیار از آنها و یا نبودن درشأن جامعه زرتشتی از بکارگیری مخروبه ها بهره دیگری می توانند داشته باشند؟ پس باید نوسازی گردند تا بقول کرمانیها نفس آدم زنده به در و دیوارشان بخورد تا پابرجا باقی بمانند و به نسلهای بعدی منتقل شوند.
آیا اگر هر واحد ملک های نوساز و در جای مناسب، به قیمت روز (مثلا ملکی که پشت تهران کلینیک و در حال ساخته شدن است) به وکلا یا پزشکان (چه همکیش و چه غیرهمکیش) به ماهی 5/1 تا 2 میلیون تومان اجاره داده شود نمی توان این درآمد را بعنوان ارزش افزوده هزینه ای که صرف می شود برشمرد؟ یا اجاره اخذ شده از هر واحد از این ملک نمی تواند جهت تأمین هزینه اجاره منزل 5 جوان یا نیازمند جامعه زرتشتی در اختیار آنان قرار گیرد؟
آیا دوستی که محاسبات قیمتی چنین ملکی را 2 میلیارد تومان تخمین می زند، میداند که این قیمت برای فروش بسازوبفروشی است که ساختمان آماده را جهت 60 درصد سود خالص خویش عرضه می کند و قیمت هزینه شده آن حداکثر 800 میلیون تومان با خرید تراکم بوده است؟ اگر 800 میلیون تومان هزینه را هم این چنین تجزیه کنیم می بینیم که درآمد زایی شده است.
اجاره ماهیانه هر واحد 5/1 میلیون تومان، برای بیست واحد، سی میلیون تومان و سالانه سیصد و شصت میلیون تومان می شود که بهیچ وجه با سود بانکی (حداکثر 5 ساله) برای یک سال، یکصد و شصت میلیون تومان قابل مقایسه نمی باشد. نکته دیگر اینکه ما موظف به اجرای نیت واقفان هستیم و اجازه نداریم قدمی فراتر از نیت نامه برداریم هر چند که مقرون به صرفه اقتصادی هم نباشد.
بر میگردیم به سایر تراوشات اطلاعاتی
10- فروش منزل مخروبه خیابان شیخ هادی شادروانان هرمزدیار و خدارحم همتی که پول آن منجربه ساخت زمین دیگر آن شادروانان در خیابان قائم مقام (پشت تهران کلینیک) شده است را بیاد می آورم که 50 درصد آن به اتمام رسیده.
11- نوسازی منزل شادروان مهردخت کیخسروی به تعداد 16 واحد آیا خلاف نیت نامه واقف است؟
12- خرید منزل جهت ملک موجود در خیابان به آفرین و تجمیع آن با ملک شادروان شاهپور مزدا و نوسازی دو ملک تجمیع و مرغوب شده به تعداد 16 واحد را هم می توان از یاد برد؟
13- اخذ مجوز ساخت 20 واحد در خیابان وصال شادروان خرمن خانم گیو را هم می توان به حساب نیاورد؟
14- آیا میدانستم که چرا پذیرشگاه مخروب شده پارسایی نوسازی نمی شود؟ زیرا نمی دانستم که هزینه بازسازی آن 20 درصد گرانتر از نوسازی آن تمام می شود و بر اساس نیت نامه، انجمن فقط مجاز به تعمیرات بوده است و در صورت نوسازی ملک به وارث بر میگشت و متوجه شدم که یاران با تلاش زیاد ظرف این مدت وکالت های وارثان را از گوشه گوشه این دنیا گرفته اند که سخاوتمندانه مجوز نوسازی را به انجمن با مالکیت انجمن خواهد داد. و این مهم درحال اخذ مجوز برای ساخت میباشد.
15- شاید بی انصافی باشد که یادی از زمین های قصر فیروزه نشود که پس از آزاد سازی از دست برادران هداوند برای اخذ مجوز حصارکشی آن ها چه تلاشها و تعاملاتی با شهرداری و سپاه پاسداران بعمل آمد.
16- 3 % اجاره فراموش شده مدارس زرتشتی از سال 75 به بعد فرصتی طلایی برای آموزش و پرورش شده بود که بالاخره به سرانجام رسید و حدود 90 میلیون تومان علی الحساب توافق 850 میلیون تومانی برای سال 75 تا 85 اخذ شد. حال آنکه از ابتدای انقلاب تا سال 75 فقط 68 میلیون تومان عایدی حاصل از این اجاره بوده است.
داشتم خسته می شدم و دست از نوشتن بر میداشتم که فرزندانم تصحیح سند منزل فریدونیان و اخذ پروانه ساخت آنرا و خرید خانه جنوبی شاه ورهرام ایزد تهران و بازسازی ملک خیابان میرزا کوچک خان را برای ایجاد دبیرخانه آبرومند و در شأن انجمن زرتشتیان تهران و برگزاری مسابقه طرح آدریان بزرگ و پیگیری در مورد اخذ دستور نقشه، تعدیل اجاره قصر فیروزه با سپاه پاسداران و اخذ وجه اجاره و پیگیری های متعدد در مورد آزادسازی زمین های آرش تهران پارس و جوادیه راه آهن و تلاش برای سامان دادن ساختمان نیمه کار بتونی مارکار را به من یادآوری کردند.
این حرکت به من انرژی داد تا یادم بیاید، بازسازی مکانهای آموزشی زرتشتی نظیر دبیرستان نوشیروان و مدرسه گیو و مدرسه راهنمایی گشتاسب و دبیرستان فیروزبهرام و مدرسه جمشید جم و راهنمایی رستم آبادیان و مهد کودک پرورش و خوابگاه های دانشجویی را.
- رسیدگی به امور حسابرسی و مالی و مرتب کردن آنها و تبدیل حسابرسی دستی و سنتی به کامپیوتری و مدرن را.
- تکمیل و راه اندازی سرای سالمندان زرتشتی که با مدیریت صحیح و حمایت و همکاری انجمن ظرف یک سال بعنوان سرای سالمندان نمونه تهران شناخته شد را.
- ایجاد مجموعه دستورالعمل ها و فرمها و قراردادها و غیره به منظور مرتب کردن امور حسابرسی انجمن را.
- نوسازی و راه اندازی کتابخانه یگانگی پس از سالها خاک خوردن را.
- نوسازی و راه اندازی درمانگاه یگانگی پس از چندین سال وقفه در فعالیت آن را.
- جمع آوری، سروسامان دادن و فروش (مواد قابل فروش) ضایعات و اضافات جای گیری را که بیش از 30 سال در اماکن انجمن انباشته شده بود را.
- تعدیل اجاره مغازه ها و ساختمانهای انجمن که سالها بدون اقدام باقی مانده بود را.
- پرداخت انواع وام های ازدواج و دانشجویی را.
- آیا می توان تغییرات در سالن پذیرایی را ندید و بی توجه بدان از کنارش گذشت؟
- چرا باید پسران و دختران جوان ما از کار کردن در سالنهای پذیرایی و اماکن زرتشتی دوری گزینند و کار در پشت پرده را ترجیح دهند و ما را وادار به کمک گرفتن از نیروهای غیر همکیش نمایند؟ شاید دلیلش را هر کس در خود جستجو کند که چرا؟؟ آیا نمی تواند دلیلی باشد بر ترس از این موضوع که دیگر هیچکس جواب پیشنهاد ازدواج آنها را نخواهد داد و به خواستگاریشان نمی آیند.
- کارهای انجام شده در مارکار اعم از سالن بزرگ مارکار و جابجایی چاه فاضلاب از نزدیکی چاه آب و ساخت رختکن های ورزشکاران و سرویس های بهداشتی مناسب و خانه سرایداری و ایجاد آشپزخانه صنعتی و سالن بدنسازی بانوان و زمین بدن سازی روباز و ساخت سالن پذیرایی و ایجاد پارکینگ و اصلاح سیستم برق مارکار و آشپزخانه سنتی را هم نمی توان به خاطر نیاورد زیرا در هر جشنی که آنها را می بینیم خود گواه می باشند.
- متأسفانه برگشت خاطرات بصورت پراکنده و نامنظم است و حیف است نامی از سالن نیایشگاه قصرفیروزه و اتمام ساختمان مخروبه نیمه تمام ضلع جنوبی نیایشگاه قصرفیروزه و همچنین ساخت دیوارهای مشرف به رودخانه و باغ و اصلاح و تعمیر ساختمان موجود در باغ اوسون به میان نیاید. همانطور که همیشه ایراد گرفته می شود که انجمنیان فقط به فکر موقوفات و ساختمان و اجاره و زمین از این قبیل می باشند شاید بدور از جوانمردی باشد که خاطرات من به کارهای فرهنگی و آموزشی و از این قبیل نیز بر نگردد.
- انجمن سایت داشت ولی سایتی ساکن و با اطلاعاتی ثابت که هیچ بیننده ای را ترغیب به رجوع به آن نمی نمود اما با راه اندازی سایت انجمن بصورت پویا و با اطلاعات بروز که بازدید کننده ای قریب به 7000 نفر داشته و حتی ارگانهایی غیر زرتشتی از طریق سایت نیروهای کاری خویش را از کمیسیون جوانان این انجمن طلب می نمودند. آیا چگونه میتوان در این باره بی طرف بود.
- ارج نهادن به بزرگان و خانواده جان باختگان و خدمتگزاران و نخبگان با دیدار از آنها و همچنین ارتباط متقابل با سایر ادیان توحیدی و ارتباط با سایر ارگانهای زرتشتی و یاری گرفتن از آنها که اثبات شود انجمن نیز جزیی از بدنه اجتماع است و با کمک های دیگران می تواند مفید واقع شود.
- پایه گذاری و پیگیری در جهت تأسیس انجمن خیریه پزشکان زرتشتی تهران.
- تدوین کتابهای دینی دانش آموزان.
- تکمیل خوابگاه های دختر و پسر و رسیدگی به امور آنها.
- برگزاری کلیه جشنها و چاپ کتاب صد ساله انجمن و سه هزار ساله فرهنگ زرتشتی.
- تعامل با شهرداری تهران جهت نصب بیلبوردهای تبریک زادروز پیامبر بزرگمان اشوزرتشت در 6 میدان اصلی شهر تهران پس از 27 سال.
- ایجاد ارتباط بین کارفرمایان زرتشتی و کارجویان زرتشتی که منجربه اشتغال 58 کارجوی زرتشتی گردید.
- برگزاری همایش های فرهنگی- اجتماعی- تکنولوژی فکر و خلاقیت و کلاسهای متعدد در این زمینه که منجر به 30 ثبت اختراع توسط جوانان زرتشتی گردید.
- آزادسازی سالن منور آبادیان دبیرستان نوشیروان که تربیت بدنی آموزش و پرورش منطقه آنرا به سه ارگان اجاره داده و از این اجاره جامعه ما هیچ بهره ای نمی برد و تشکیل و راه اندازی کلاسهای ورزشی و گروه کوه نوردی انجمن زرتشتیان تهران و ...
- اساسنامه اجاره املاک انجمن مشخص میکند که هر همکیش بیش از 3سال حق استفاده از این املاک را ندارد حال آیا حکم تخلیه گرفتن مستأجرانی که بین 8 تا 29 سال ساکن بوده و اجاره پرداخت نمی کردند گناه است یا رسانیدن حق به جوانان تازه ازدواج کرده ای بوده است که سالها در نوبت بوده اند؟
آیا اعمال فشار و تأثیر آن برخانواده هموندان هیات رئیسه و موقوفات را بدلیل چنین حق خواهی میتوان ندیده گرفت؟
کاش قلم و حوصله من نویسنده و شمای خواننده اجازه رونمایی از چندین برابر کارهایی که ذهن من بر انجام آنان توسط گردش 40 مرور می نماید را می داد. شاید کارهای انجام شده در یزد و قزوین و کرمان و ایجاد دفتر فنی و غیره ... جزء ناچیزی از آنها باشد.
از شما همکیش عزیز و گرامی و نیک اندیش می پرسم که اگر من این اقدامات را که جزیی از تلاشهای عزیزان گردش40 به همت کارکنان انجمن بوده است را در خواب و رویا دیده ام، زهی تأسف که مجدداً برای گردش 41 نیز انتخاب شده ام. اما اگر این عملکرد که مدارکش تماماً در انجمن موجود است، خواب و خیال نیست! پس چیست؟
ذکر این نکته هم ضروریست که اگر وضعیت اقتصادی، که ناشی از یک بحران جهانیست، تأثیر بر بازار داغ فروش ملک نمی گذاشت، گردش 40 میتوانست با فروش املاک دارای مجوز مجمع عمومی، نظیر زمین جوادیه و ... تأمین مالی شده، پروژه های در دست اقدام را باتمام برساند و در آن صورت دیگر چه چیزی برای تخریب افراد مخلص جامعه وجود می داشت. نمی دانم ؟؟؟
با امید به اینکه با کار و تلاش و امیدواری بیشتر در جهت بهتر کار کردن قدم برداریم و از کسانی شویم که این جهان را تازه می سازند.
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود
"حافظ"
گزیده روز تارنما:
سرویس زرتشتیان- کلاس برنامهریزی تجاری برای جوانان زرتشتی برگزار می شود
سرویس تاریخ- آدریان تهران 91 ساله شد

