تبليغاتX
امرداد - تارنگار خبری زرتشتیان ایران - سرویس شاهنامه- نشست فردوسی با سخنرانی سجاد ایدنلو برگزار شد
تارنگار خبری زرتشتیان ایران (امرداد) : واپسین خبرهای هازمان زرتشتیان و نیز رویدادهای فرهنگی ایران را در این سایت هر روز بخوانید









سجاد آیدنلو:
هفت‌خوان‌ رستم مشهورترین روایت ایرانی است


سجاد ایدنلو در حال سخنرانی- فرتور از آناهید خزیر است.

سرویس شاهنامه- آناهید خزیر: "هفت‌خوان، داستان‌های روایت‌گونه و منشوری از هند و اروپایی است كه خاستگاه اصلی آن از هند و اروپا منشا گرفته ولی گاهی غیر هند و اروپایی است و مشهورترین مصادیق آن در روایات ایرانی و در هفت‌خوان رستم مشاهده می‌شود".
دكتر سجاد آیدنلو در نشست «گفتار اندر هفت‌خوان رستم» گفت: «داستان‌های هفت‌خوان یا چندخوان در ادب فارسی مطرح می‌شود و پهلوان یا پهلوان‌زاده‌ای برای رسیدن به جایی یا رهانیدن كسانی از بند باید مراحل و دشواری‌هایی را پشت سر بگذارد.»
وی كه در سیزدهمین مجموعه از درس گفتارهای فردوسی در شهركتاب مركزی سخن می‌گفت، با اشاره به هفت‌خوان رستم افزود: «در هفت‌خوان مضمون را بن‌مایه اساطیری هفت یا چند خوان ‌می‌نامند كه مشهورترین آن دو داستان هفت‌خوان رستم و هفت‌خوان اسفندیار است. »
آیدنلو خاطرنشان كرد: «محققان و ایرانیان در این زمینه اختلاف دارند كه هفت‌خوان اسفندیار تقلیدی از هفت‌خوان رستم تلقی می‌شود یا نه. اسفندیار در آیین زرتشتی و آیین مذهبی مطلوب به‌شمار می‌رود و موبدان برای اینكه اسفندیار پهلوان دست‌كم از رستم نداشته باشد، به تقلید از وی برای پهلوان دین خود داستان هفت‌خوان در نظر گرفته‌اند. عده‌ای نیز معتقدند داستان هفت‌خوان رستم به تقلید از اسفندیار ساخته شده ولی زمینه مقبول در این هفت‌خوان‌ها این است كه هر دو داستان را اصیل بپنداریم نه اینكه بگوییم دیگری از آن تقلید كرده است. »
این استاد دانشگاه ارومیه یادآور شد: «در نظام‌های زندگی و قبیله‌های كهن، پهلوان جوان برای اثبات بلوغ یك دوره گذار را باید طی می‌كرد و بعد از گذراندن آزمون‌ها و دشواری‌ها به پهلوان مقبول جامعه خود تبدیل می‌شد. از این رو، روایات ملی و پهلوانی بر مقام جهان پهلوان نائل می‌شود. هر پهلوانی ناگزیر بود بعد از بلوغ، آیین‌های خوان داشته باشد و در بن‌مایه‌های اساطیری در میان ملت‌های مختلف، معروفترین نمود داستان هفت‌خوان رستم و اسفندیار است. از همین روی برای بسیاری از پهلوانان به قول دكتر «سركاراتی» مطابق سنت‌های بسیار كهن رایج در میان مردمان هند و اروپایی رفتار می‌كرده و هر پهلوان ناگزیر بوده كه بعد از برنا شدن، هفت‌خوانی بر مبنای الگوی از پیش پرداخته دیرین داشته باشد. »
وی افزود: «بخش پادشاهی کیکاوس در شاهنامه، در بردارنده‌ بسیاری از شیرین‌ترین و داستانی‌ترین افسانه‌های شاهنامه است. کیکاوس که صد و بیست‌سال پادشاهی می‌کند، پادشاهی است کنجکاو، اندیشه‌مند و نوجو که کاشف اندیشه‌ها و افق‌های جهانی تازه است. شتافتن رستم به مازندران برای رهانیدن کیکاوس و سپاهش و گذر کردن از هفت‌خوان شگفت‌انگیز، از داستان‌های آغازین این بخش از شاهنامه است. »
آیدنلو به نمونه‌هایی از این خوان‌ها در روایات ایرانی اشاره كرد و گفت: «فردوسی در شاهنامه این هفت‌خوان را به زیبایی به تصویر كشیده است كه چگونه رستم برای رها کردن کیکاوس از بند دیوان، بر رخش نشست و به شتاب رو به ‌راه گذاشت. رخش، شب و روز می‌تاخت و رستم دو روزه راه را به یک روز می‌برید و بعد از گذشتن از هفت‌خوان كه خوان نخست بیشه شیر، خوان دوم بیابان بی آب، خوان سوم جنگ با اژدها، خوان چهارم زن جادو، خوان پنجم جنگ با اولاد، خوان ششم جنگ با ارژنگ دیو و خوان هفتم جنگ با دیو سفید است، رستم توانست كیكاوس را از بند برهاند و گروهی بسیار از دیوان و جادوان را برخاک هلاک اندازد.»
وی افزود: «فرامرز، پسر رستم دارای دو هفت‌خوان است. این پهلوان از بیشه شیران، گرگ‌ها، نره‌غول، بیابان گرم، برف و یخ‌بندان، كرگدن و اژدها عبور می‌كند و مرحله بعدی در شش‌خوان طی می‌شود و بیابان بی‌راه، مواجهه با نوشدارو، زمینی تیره، سرزمین سنج، فردی به نام سفور و برهمن گنبدنشین، مراحل رسیدن او به جایگاه نهایی را به تصویر می‌كشد. »
این اسطوره‌شناس یادآور شد: «رستم برای بار دوم در جهانگیرنامه در راه مغرب زمین باید دشواری‌ها را بگذراند و پنج‌خوان هفتاد شیر، كوه، اژدها، ده هزار كشف(لاك پشت) و بیابان را پشت سر بگذارد و موفق و پیروز آزمون‌ها را طی كند. »
این استاد دانشگاه به هفت‌خوان بهمن اشاره كرد و گفت: «بهمن برای رسیدن به دخمه رستم و نیاكانش برخلاف همه روایات، بن‌مایه آرام و بی‌خون‌ریزی دارد. وی باید از كوه بلور كه نور خورشید را منعكس می‌كند، بگذرد. این كوه بلور حتی پرندگان را می‌سوزاند، سپس كوه زنبوران، دریای ژرف، كوه سگساران، كوه جادوگران، جزیره دوال پایان و جزیره گلیم‌گوشان را طی كند. »
آیدنلو سپس به شش‌خوان جمشید اشاره كرد و گفت: «جمشید در جمشید و خورشید سلطان برای رسیدن به معشوق از شش خوان منزلگاه پریان، اژدها، اكوان دیو، ملاقات با راهب، گرفتاری در دریا و ماندن در بیشه می‌گذرد. در پنج‌خوان سام در سام‌نامه، سام از بهشت شداد، دیو رهدار، سگساران، نیمه‌تنان، سمندان دیو و دره پرآتش برخورد می‌كند. »
وی افزود: «جهان‌بخش، پسر فرامرز برای برون آوردن رخش از طلسم مرجان جادو در طومار هفت لشكر به هفت‌خوان می‌رود، شیر، گرازان، بیابان، نیمه دیو و نیمه غول، زنگبان، طلسم تور و دو گرگ مراحل گذر جهان‌بخش از هفت‌خوان است. »
این شاهنامه‌پژوه یادآور شد: «هفت دربند دشوار برای رسیدن به ملك ختا، در اسكندرنامه منسوب به منوچهرخان حكیم است كه یكی از مراحل، عبور از زمهریر است؛ مشابه برف و یخ بندان در هفت‌خوان اسفندیار و فرامرز است. »
وی افزود: «ابومسلم در نوجوانی از هفت آزمون سربلند بیرون می‌آید و این هفت‌خوان به معنای عبور متوالی از مراحل برای رسیدن به هدفی نیست بلكه اعمال و آزمون‌هایی برای توانایی‌ها، آشناسازی و تشرف است. سید جنید در ابومسلم‌نامه از هفت طلسم پیروز می‌گذرد و شیرویه نامدار برای رهاندن معشوق از دست مهتر پویان هفت طلسم او را می‌شكند. »
آیدنلو یادآور شد: «اصالت و تقلیدی بودن نمونه‌های ایرانی مضمون هفت و یا چند خوان است كه طرح بن‌مایه یك الگو و استناد غالب منظومه‌های پهلوانی است و نمی‌توان با قاطعیت موضوع تقلید از دو داستان شاهنامه را مطرح كرد بلكه در این میان پنج‌خان رستم در جهانگیرنامه دلایلی چون انتساب مجدد چندخان به رستم، ساخت عامیانه جهانگیرنامه و تأخر این منظومه نسبت متون دیگر است. »
این شاهنامه‌پژوه به ساختار، نوع موانع و خطرات روایات ایرانی اشاره كرد و یادآور شد: «عناصر اصیل و اساطیری مانند اژدها، دیو، سیمرغ، سگساران، زن جادو و... است و عجایب‌المخلوقات، افسانه‌ای مانند نره‌غول، موران پیل پیكر، انواع پتیارگان كه حاصل قوه تخیل یا باورهای مردمان آن عصر درباره این موجودات بوده است.
بر این اساس كه داستان‌های حماسی و پهلوانی از تأثیر شرایط زمان تكوین یا نقل و رواج شفاهی آن‌ها بی‌بهره نیستند و عناصر شر و زیان‌بار یا دشواری‌های روزگار ایجاد یا بازگویی این روایات نیز جزو این دسته است. مثلا انسان باستانی كه از خطر شیر و گرگ در امان نبوده پیوسته كشتگاه خود را در معرض حمله گرازها می‌دیده و گذشتن از دریاهای ژرف و بیابان‌ها و مواجه با سرما، سیل و برف انبوه برای او دشوار بوده است. »
این استاد دانشگاه افزود: «پر تكرارترین دشواری داستان‌های ایرانی، هفت یا چندخوان كشتن جانوران و موجودات اساطیری و افسانه‌ای و در میان آن‌ها به لحاظ بسامد به ترتیب دیو، شیر و اژدها و سپس رویارویی با بلاهای طبیعی و از میان آن‌ها بیش از همه گذشتن از بیابان گرم است. موضوع بودن همراه و راهنما برای پهلوان در مسیر چندخان گرگسار، جمهور برای شهریار، تیس یاور هوانی، آزادمهر برای رستم در جهانگیرنامه و مهراب برای جمشید كه با بن‌مایه دوست و دستیار پهلوان و اژدهاكشی كه بن مایه‌ای هند و اروپایی است هماهنگ محسوب می‌شود. »
وی یادآور شد: «نكته ظریف در داستان‌های ایرانی هفت‌ یا چندخوان پهلوان در خوان سوم با اژدها و رستم، اسفندیار، شهریار و پنج خوان رستم در چند داستان تكرار شده و سه در سنت‌های هند و اروپایی و نمادشناسی اعداد و اژدها پتیاره‌ای مذكر و علت آن مضمون دخترخواهی و دختر ربایی است و زن جادو در خان چهارم جلوه‌گر می‌كند. الگوی هفت و یا چندخان در روایات پهلوی غیرایرانی نمونه‌های متعدد دارد. مشهورترین نمونه آن 12 خان هركول، بلور و خوان در ایلیاد از چهار آزمون سخت، ادیسه و همراهانش در راه بازگشت از هشت خطر، تزه پهلوان یونانی در مسیر عزیمت به وطن از هفت‌خوان، كوچولین ایرلندی و پنج منزل دشوار و جگوا گسترخان پهلوان مغولی هفت‌خوان. »
وی افزود: «پرتكرارترین بحث درباه بن‌مایه هفت‌خان در فرهنگ و ادب ایران و سنت مطالعات ایرانی، وجوه شباهت و ارتباط آن با هفت وادی سلوك و هفت مرحله مهری است. نظریات و نگاه‌ها نیز روش‌شناسی تعبیر یا تأویل هفت‌خان رستم به هفت منزل سلوك، هفت‌خان و هفت مرحله مهری و الگوی هفت وادی، هفت‌خان و هفت وادی بازتابی از هفت زینه مهری است. شناخته شده‌ترین منبع هفت وادی سلوك، منطق‌الطیر است ولی تقسیم‌بندی مراتب سلوك در قالب یا وادی سابقه كهن‌تری دارد و حتی پیشینه مكتوب آن مقدم بر قدیمی‌ترین مأخذ نقل داستان هفت‌خان یعنی شاهنامه است. ظاهرا محمد‌بن علی حكیم‌ترمذی (وفات 255 یا 285) برای نخستین‌بار در رساله منازل القاصد الی الاشعار منازل سلوك را هفت عقبه نوشته و تعبیراتی مانند هفت مرحله شهر دل، شش عقبه و... در دیگر متون صوفیانه مقدم بر منطق‌الطیر دیده می‌شود. با توجه به سابقه طرح هفت مرحله در متون عرفانی و تكرار آن، در بحث هفت وادی، هفت‌خوان و هفت‌زینه دقیق‌گر این است كه بی‌‌آنكه لزوما در پی اثبات به وجه شبه مشتركی و این سه موضوع را نمودهایی از یك مسأله می‌داند. »
آیدنلو یادآور شد: «پیش‌درآمد منظوم و منثور در متون ادب فارسی باعث می‌شود نویسنده و سراینده با تعابیر مختلف در قالب استعاره، تشبیه، نماد، تمثیل در شاهنامه یك خلاصه و محتوای كلی را پیش‌روی خواننده قرار می‌دهد. بیت آغازین داستان رستم و سهراب در شاهنامه به خاك‌افكندگی در آن مشاهده می‌شود. در ساختار بیشتر خطبه‌های فردوسی از تمثیل استفاده كرده و در این تمثیل‌ها محور بیشتر نماد، استعاره، تشبیه، مشبه به كه غالبا درخت و عناصر مرتبط با گیاه و غیره است. سبقه یا رنگ اقلیمی و محیطی به دلیل دهقان‌زادگی عنصر كاری و شغلی بر ذهن و زبان فردوسی تأثیر گذاشته است و درخت، آب و گیاه به عنوان عنصر و هسته اصلی تسبیح‌های فردوسی به حساب می‌آید. »
وی افزود: «در شاهنامه نمودهای بسیاری را می‌بینیم ابلیس از خود طبیبی می‌آراید و نزد ضحاك می‌آید كه برای سلامتی باید مغز سر جوانان ایرانی را بخوری. اهریمن یا زن جادو نیز به پیكر زن زیبا ظاهر می‌شود تا بخواهد پهلوان را بفریبد. نكته سوم مسأله مازندران در شاهنامه است مازندران در شاهنامه مازندران فعلی نیست در جغرافیای شاهنامه نباید در پی پیدا كردن مكان‌ها و اسم‌ها باشیم زیرا متن اساطیری است و نمونه‌های آن را می‌توانید در منابع ببینید كه طبرستان نامیدند و از اواخر قرن پنج طبرستان به مازندران تبدیل شده است و مأخذ جغرافیایی نیز آن را تأیید می‌كند زیرا مازندران سرزمین آبادان است احتمالا مازندران ناحیه هند مطرح است نه مازندرانی كه سرزمین عربستان است. در این مسأله بعضی از ایران‌شناسان بزرگ نیز دچار اشتباه شده‌اند. درباب قومیت مازندران و تعدد آرا «پژوهش در شاهنامه» حسین كریمان مأخذ خوبی به‌شمار می‌آید كه سازمان میراث فرهنگی آن را منتشر كرده است. »
آیدنلو یادآور شد: «در جغرافیای شاهنامه ایران به دو معنی است و دیگر اینكه نام شهرها و بخش‌های این كشور است بعضی از كشورها با نام پایتخت و نام شهر ذكر شده است و حتی پهلوانی مثل زال و رستم از سیستان كه عازم دربار و یا شهر ایران است منظور شهر ایران است. زرین كفش و یا زرین كمر از ابزارهای تشخص و بزرگی است و به خاطر اهمیت زر و زرینگی است كه سابقه آن به متون اوستایی می‌رسد. كفش با رنگ ویژه در آیین‌های ایرانی مطرح می‌شد و در آیین‌های عربی نیز وجود دارد. خلیفه كفش سرخ می‌پوشید و كسی دیگر حق پوشیدن كفش سرخ را نداشت. كاووس شخصیتی هند و اروپایی است و در اساطیر هند هم می‌توان آن را یافت و در اوستا نیز این مسأله آمده است كه شخصی كه بزرگ است قربانی نزد خدایان می‌برد و گاو كه مرز بین ایران و توران است می‌كشد.
وی افزود: «لباس رستم در جنگ‌ها از چرم پلنگ بود و اسم خاص این جامه ببر بیان بوده و از جنس پوست پلنگ بوده است و در برابر رزم‌ها زخم‌ناپذیر است و تیر و گرز و شمشیر بر آن كاری نیست. آن چیزی كه استنباط می‌شود رستم نخست زره، جوشن و بعد ببربیان دربرداشته و در آن نبرد چون ظاهرا لباسش یك لایه است تیرهای اسفندیار برآن كارساز می‌شود. در گذشتن از هفت‌خوان راه طولانی پر از آرامش است و راه كوتاه پر از دیو و اژدهاست و رستم راه كوتاه را انتخاب می‌كند با اینكه راهی پرخطر به نظر می‌رسد ولی رنگ رخ را نباخته و راهی سفر می‌شود. »
این استاد دانشگاه افزود: «یكی از چهار ویژگی حماسه این است كه حماسه قراردادهای داستان و روایت تاریخی منطق را برنمی‌تابد و پهلوان باید بسیارخوار و عمر طولانی داشته باشد این نوع خوی خصلت بازمانده خوی انسان‌های بدوی است. رزم افزای مخصوص او نمونه و كهن الگوی روایت‌های ایرانی است و خورد و نوش بسیاری بعدها به پهلوان ایرانی نسبت داده شده است، گیاه هوم را می‌نوشد و بازتابی از الگوی اساطیری است. گور در شاهنامه گورخر معاصر نیست بلكه منظور گوزن و آهوست. همچنین اهمیت و خویشكاری پهلوان اسب است، اسب مكمل و نیمی از شخصیت پهلوان است، هنگامی كه پهلوان در خواب است، حمل سلاح‌ها بر عهده اسب مخصوص پهلوان است كه می‌تواند با شیر بجنگد، شنا كند و قابلیت سخنگویی دار»د.
در پایان نشست پاسخ و پرسش مطرح شد و استاد خطیبی شاهنامه‌پژوه گفت: «مازندران احتمالا هند است و برخلاف ایران دئوها آنجا تقدس داشته‌ مانند ایندره. دشمن رستم دیو است و مازندران جایگاه حماسه و اسطوره است. ایران معانی مختلفی دارد و یك معنی آن كشف شده است كه ایران به معنی آزادگان است و واژه‌ای مفرط به كار نرفته و یك معنی دیگر ایران، به معنی پایتخت ایران است كه در شاهنامه آمده كه رستم به پایتخت ایران رفت».
سیزدهمین مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ فردوسی به «گفتار اندر هفت‌خوان رستم» اختصاص داشت و دكتر سجاد آیدنلو در این‌باره در شهر كتاب مركزی سخن گفت.
گزیده روز تارنما:
گزارش تصویری: بازدید مهد‌های کودک زرتشتی از کتابخانه یگانگی
گزارش تصویری: سال روانشاد ارباب فریدون زرتشتی برگزار شد

+ نوشته شده توسط امرداد در پنجشنبه 1387/08/30 و ساعت 11:21 |